آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣١٣ - فرع دوّم و سوّم كيفيّت ضرب حدّ قذف
قاذف به جز ردا را بيرون نياورند.
روايات گذشته بر مطلب دلالت تامّ داشت، ولى در مقابل روايتى است كه بايد آن را بررسى كرد:
و عنه، عن النّضر، عن عاصم، عن محمّد بن قيس، عن أبي جعفر عليه السلام، قال:
قضى أمير المؤمنين عليه السلام في المملوك يدعو الرجل لغير أبيه قال: أرى أن يعرى جلده. [١]
فقه الحديث: امام باقر عليه السلام فرمود: امير مؤمنان عليه السلام در مورد مملوكى كه ديگرى را به غير پدرش خواند، فرمود: به نظر من بايد قاذف برهنه گردد.
از مجموعهى كلمات صاحب جواهر رحمه الله [٢] و ديگران استفاده مىشود: جمله «أن يعرى جلده» سه گونه نقل شده است:
الف: «أن يفرى جلده»: يعنى به جاى «عين» فا باشد كه از «فرى أوداج» يعنى بريدن و قطع كردن رگها، مشتق شده است؛ يعنى پوستش را بكنيد. آيا مقصود كندن پوست عبد است؟ در باب زنا حكمى با اين شدّت نداشتيم تا چه رسد به باب قذف! ممكن است مقصود كندن لباسهاى عبد باشد؛ كه اين خلاف ظاهر است؛ زيرا، در مورد لباس نمىگويند: «يعرى ثوبه»؛ بلكه «ينزع ثوبه» به كار مىرود.
مرحوم شيخ طوسى در كتاب استبصار [٣] «يعرى جلده» آورده است؛ و صاحب جواهر رحمه الله در آن دو احتمال مىدهد: [٤]
ب: از «عرى يعري» به معناى عارى بودن باشد؛ كه به صورت فعل مجهول مضارع استعمال گشته است. يعنى بايد پوست او عارى از لباس باشد؛ همان گونه كه در مقابل لباسپوشيده، عريان است. اين معنا برخلاف مطلوب ما دلالت دارد.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٣٧، باب ٤ از ابواب حدّ قذف، ح ١٦.
[٢]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٢٩.
[٣]. الاستبصار، ج ٤، ص ٢٣٠، ح ٨٦٧.
[٤]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤١٦.