آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣١٠ - فرع اوّل مقدار حدّ قذف
[كيفيّة الضرب في حدّ القذف ومقداره]
[مسألة ٢- الحدّ في القذف ثمانون جلدة ذكراً كان المفتري أو انثى، يضرب ضرباً متوسّطاً في الشّدة لا يبلغ به الضرب في الزنا. ويضرب فوق ثيابه المعتادة ولا يجرّد، ويضرب جسده كلّه إلّاالرأس والوجه والمذاكير. وعلى رأي يشهر القاذف حتّى تجتنب شهادته.]
مقدار و كيفيّت ضرب حدّ قذف
اين مسأله داراى چهار فرع است:
١- مقدار قذف هشتاد تازيانه بر مرد و زن است.
٢- ضربى كه در باب قذف ثابت است، ضرب متوسّطى مىباشد كه به شدّت ضرب در حدّ زنا نمىرسد.
٣- از روى لباس به قاذف تازيانه زده، و او را عريان نمىكنند؛ و تازيانهها را بر تمام جسدش مگر سر، صورت و عورت او تقسيم مىكنند.
٤- بنا بر نظرى، قاذف را بايد معرّفى كرد تا شناخته شود و از پذيرفتن شهادتش دورى كنند.
فرع اوّل: مقدار حدّ قذف
اين فرع بحث چندانى ندارد؛ زيرا، كتاب، سنت و اجماع بر ثبوت هشتاد تازيانه دلالت دارند. در آيهى شريفه مىفرمايد: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمنِينَ جَلْدَةً [١] «كسانى كه زنان پاكدامن و عفيف را قذف مىكنند و چهار شاهد بر اثبات گفتار خود نمىآورند، به آنان هشتاد تازيانه بزنيد».
هرچند «الّذين» جمع «الّذي» و براى مذكّر به كار مىرود، امّا اين مقام همانند «رجل شكّ بين الثلاث والأربع» است كه اختصاص به مردان ندارد. به ذهن هيچ كس هم خطور
[١]. سورهى نور، ٤.