آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣١١ - فرع دوّم و سوّم كيفيّت ضرب حدّ قذف
نمىكند كه تازيانه خوردن قاذف، متوقّف بر مذكّر بودنش است؛ و اگر زنى قاذف بود، از دلالت آيه خارج است؛ لذا، در اين جهت، بين مرد و زن فرقى نيست؛ در پارهاى از روايات نيز به هشتاد تازيانه اشاره شده است.
فرع دوّم و سوّم: كيفيّت ضرب حدّ قذف
در باب زنا گفتيم: لباسهاى زانى را از بدنش بيرون آورده و او را به شدّت مورد ضرب قرار مىدهند؛ ولى در باب قذف، قاذف را برهنه نكرده و ضرب را نيز با شدّت نمىزنند؛ زيرا، در روايات آمده است ضرب قاذف به شدّت ضرب زانى نباشد؛ بلكه ضربى متوسّط بر لباسهاى معمولى او مىزنند. البتّه بعضى از روايات، بر در آوردن عبا دلالت دارد؛ زيرا، تازيانه بر روى عبا اثر ندارد.
رواياتى كه در اين مورد رسيده، حاوى سه جهت است: الف: كيفيّت ضرب قاذف؛ ب: برهنه نكردن او؛ ج: تقسيم تازيانهها بر تمام بدنش به استثناى سر، صورت و عورت.
در جهت سوّم بحثى نيست؛ زيرا، در گذشته گفتيم ورود تازيانه به سر، سبب ضربهى مغزى يا نابينايى او مىگردد؛ و زدن تازيانه بر آلت تناسلى نيز گاه موجب فلج شدن مضروب مىشود. از اين رو، فرقى بين باب قذف و باب زنا و لواط نيست؛ بنابراين، روايات را براى اثبات دو جهت ديگر مىآوريم:
١- وعن أبي عليّ الأشعري، عن محمّد بن عبدالجبّار، عن صفوان، عن إسحاق بن عمّار، عن أبيالحسن عليه السلام، قال: يضرب المفتري ضرباً بين الضربين، يضرب جسده كلّه. [١] ٢- وعن عليّ بن إبراهيم، عن محمّد بن عيسى، عن يونس، عن إسحاق بن عمّار، عن أبي الحسن عليه السلام، قال: المفتري يضرب بين الضربين، يضرب جسده كلّه فوق ثيابه. [٢]
فقه الحديث: اين دو روايت موثّقه، بيش از يك روايت نيستند؛ هرچند در نقل، روايت
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٤٨، باب ١٥ از ابواب حدّ قذف، ح ٢.
[٢]. همان، ح ٣.