آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٢٥ - كيفيّت حدّ نفى و ثبوت آن
فقه الحديث: در سند روايت، محمّد بن سليمان است كه توثيق نداشته و مورد مناقشه است؛ ليكن ضعف سند ضررى ندارد؛ زيرا، همه بر طبق آن فتوا دادهاند. مسأله حدّ كه هفتاد و پنچ تازيانه است؛ فقط در اين روايت آمده و مورد فتواى همه واقع شده، و در مقدار آن اختلافى نيست؛ بلكه در پارهاى از كتب قدما [١] بر آن ادّعاى اجماع كردهاند. اختلاف در جهات ديگر است.
ابنسنان از امام صادق عليه السلام مىپرسد: حدّ قوّاد چيست؟- معلوم نيست امام عليه السلام به چه علّتى و نكتهاى- فرمودند: قوّاد حدّ ندارد؛ او مُزد مىگيرد تا دهنه و افسار حيوان و مركب را گرفته، راه ببرد و راهنمايى كند.
ابنسنان گفت: مقصود من از قوّاد كسىاست كه بين مرد و زنى براى حرام جمع كند.
امام عليه السلام فرمود: حدّش سه چهارم حدّ زانى، يعنىهفتاد و پنچ تازيانه است؛ و از آن شهر تبعيد مىشود. دلالت روايت بر هفتاد و پنج تازيانه تمام و مورد اتّفاق فقها بوده، مخالفتى هم نقل نشده است.
كيفيّت حدّ نفى و ثبوت آن
اين روايت بر اصل نفى و تبعيد دلالت دارد؛ امّا نسبت به خصوصيّات بايد بحث شود كه آيا تبعيد در مرتبهى اوّل قوّادى است يا مرتبهى دوّم؟ آيا مختص به مردان قوّاد است يا اعمّ از زن و مرد مىباشد؟ علاوه آن كه مقدار تبعيد چه اندازه است؟ اين سه جهت بايد بحث شود.
جهت اوّل: تبعيد در كدام نوبت قوّادى است؟
شيخ طوسى رحمه الله در نهايه، [٢] مرحوم ابن ادريس در سرائر [٣] و ابن سعيد قدس سره در جامع [٤] معتقدند:
شخص قوّاد در همان نوبت اوّل، پس از اقامهى حدّ تازيانه بر او بايد تبعيد گردد.
[١]. الانتصار ص ٥١٥ غنية النزوع ص ٤٢٧.
[٢]. النهاية في مجرد الفقه والفتوى ص ٧١٠
[٣]. السرائر، ج ٣، ص ٤٧١.
[٤]. الجامع للشرايع، ص ٥٥٧.