آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٢١ - فرع اوّل ظهور فسق شهود
[حكم ظهور فسق الشاهد بعد قتل المشهود عليه]
[مسألة ٦- لو أقام الحاكم الحدّ بالقتل فظهر بعد ذلك فسق الشاهدين أو الشهود كانت الدية في بيتالمال، ولا يضمنها الحاكم ولا عاقلته.
ولو أنفذ الحاكم إلى حامل لإقامة الحدّ عليها أو ذكرت بما يوجب الحدّ فأحضرها للتحقيق، فخافت فسقط حملها، فالأقوى أنّ دية الجنين على بيت المال.]
حكم ظهور فسق شاهد بعد از قتل
اين مسأله دو فرع دارد:
١- اگر حاكم حدّ قتل را در مورد مُجرى پياده كرد، و پس از آن معلوم شد شهود فاسق بودهاند، ديهاش در بيتالمال است و حاكم و عاقلهى وى ضامن آن نيست.
٢- اگر حاكم به دنبال زن آبستنى فرستاد تا حدّ را بر او جارى كند، يا نام زنى نزد حاكم مذكور شد و سبب حدّى را به او نسبت دادند، آن زن را براى تحقيق احضار كرد، و در هر دو صورت، بر اثر ترس، بچّهاش را سقط كرد، ديهى جنين در بيتالمال است.
فرع اوّل: ظهور فسق شهود
اين فرع شبيه فرع قبلى است. اگر حاكمى حدّ قتل يا حدّى كه به قتل منتهى گردد را اقامه كند، مثلًا چهار شاهد بر زناى احصانى شهادت دادند و حاكم به رجم زانى فرمان داد يا خودش در رجم شركت كرد، پس از اجراى مراسم، معلوم شد تمام شهود يا بعضى از آنان فاقد شرايط شهادت بودهاند، كه حاكم به عدالتشان معتقد بوده است، ولى در حقيقت، آنان هنگام شهادت فاسق بودهاند، در اين صورت، ديهى مقتول بر عهدهى حاكم و عاقلهاش نيست؛ بلكه در بيتالمال است. در اين فرع، از دو جهت بحث داريم:
الف: علّت عدم ضمان حاكم
آيهى مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ [١] بر مطلوب ما دلالت دارد؛ زيرا، حاكم جز احسان
[١]. سورهى توبه، ٩١.