آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٧٥ - موارد ثبوت تعزير
اگر طرف مقابل مستحقّ آن اهانت باشد، مثلًا به كافرى نسبت زنا داد؛ يا شخصى كه متجاهر به فسق بود، مانند شارب خمرى كه به آن تجاهر دارد، اگر به او شارب الخمر بگويند، بر حسب فتاوا و روايات هيچ مسألهاى ندارد؛ و چهبسا اين اسناد و تعبيرات عنوان نهى از منكر پيدا كند و سبب كنار گذاشتن شرب خمر و گناه گردد.
١٥- محمّد بن عليّ بن الحسين في (المجالس)، عن أحمد بن هارون، عن محمّد بن عبداللَّه، عن أبيه، عن عبداللَّه بن جعفر الحميري، عن أحمد بن محمّد البرقي، عن هارون بن الجهم، عن الصّادق جعفر بن محمّد عليهما السلام، قال:
إذا جاهر الفاسق بفسقه فلا حرمة له ولا غيبة. [١]
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى فاسق تجاهر به فسق كند، هيچگونه احترامى براى او نيست و غيبتش هم مانع ندارد.
نسبت به گناهى كه متجاهر به آن است و ابا و امتناعى از ظهور و افشايش بين مردم ندارد، مىتوان در حضور و غيبتش آن را به او نسبت داد.
مهمتر از متجاهر به فسق، مسألهى كسانى است كه در اعتقاد مردم ايجاد شك و شبهه مىكنند و در دين خدا بدعت مىگذارند، اين نوع القاب نهتنها دربارهى آنان مانعى ندارد، بلكه از روايتى كه شيخ انصارى رحمه الله در مكاسب [٢] آورده، استفاده مىشود: مورد ايذا، بهتان و تحقير قرار دادن اين افراد ثواب دارد؛ بلكه شايد از باب نهى از منكر اين معنا لازم باشد؛ زيرا، سبب مىشود جلوى فساد در جامعه گرفته شود. بنابراين، در پارهاى موارد، چنين كارى نه تنها رجحان دارد، بلكه به حدّ وجوب مىرسد.
١٦- محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن محمّد بن الحسين، [٣] عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر، عن داود بن سرحان، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إذا رأيتم أهل الرّيب والبدع من بعدي فأظهروا البرائة منهم،
[١]. وسائل الشيعة، ج ٨، ص ٦٠٥، كتاب الحج، باب ١٥٤ از ابواب احكام العشرة، ح ٤.
[٢]. مكاسب المحرّمة، ج ١، ص ٣٥٣.
[٣]. در وسائل الشيعة، محمّد بن محمّد الحسين آمده است؛ ولى در كافى (ج ٢، ص ٢٧٨، ح ٤) محمّد بن يحيى، عن محمّد بنالحسين مىباشد.