آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٧٢ - موارد ثبوت تعزير
«يُظهر ما يوجب كراهته»؛ سخنى را كه سبب نا رضايتى و اذيت طرف مقابل مىگردد، اظهار مىكند).- آيا به او تازيانه مىزنند؟ امام عليه السلام فرمود: فقط تعزير مىشود.
طرح يك اشكال: در عبارت تحرير الوسيله آمده است: «كلّ فحش نحو «يا ديّوث» أو تعريض بما يكرهه المواجه ...». ظاهر عطف به «أو» دلالت بر خروج «فحش» از عنوان «تعريض بما يكرهه المواجه» دارد و براى هر كدام حساب جداگانه بايد باز كرد؛ در صورتى كه در اين روايت مىگويد: «رجل سبّ رجلًا بغير قذف يعرّض به» سبّ همان فحش و شتم است و هر دو عنوان را با هم آورده است؛ معلوم مىشود يك چيز بيشتر نيست؛ سبّ همان تعريض و يا بالعكس است.
٨- وعنه، عن أبيه، عن ابن فضّال، عن يونس بن يعقوب، عن أبي مريم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: قضى أمير المؤمنين عليه السلام في الهجاء التعزير. [١]
فقه الحديث: امام باقر عليه السلام فرمود: امير مؤمنان عليه السلام در هجا حكم به تعزير داد.
اگر هجا و هجو اختصاص به شعر داشته باشد، همانگونه كه شيخ انصارى رحمه الله در مكاسب محرّمه احتمال داده است، [٢] در اين صورت، از اين روايت نمىتوان يك حكم كلّى را استفاده كرد؛ زيرا، در عمل مىبينيم شعر خصوصيّتى دارد كه بر سر زبانها مىافتد و باقى مىماند؛ بر خلاف اهانتى كه به صورت نثر باشد، كه چنين خاصيتى ندارد.
٩- وبإسناده عن محمّد بن الحسن الصفّار، عن الحسن بن موسى الخشّاب، عن غياث بن كلوب، عن إسحاق بن عمّار، عن جعفر عليه السلام، أنَّ عليّا عليه السلام كان يعزّر في الهجاء ولا يجلد الحدّ إلّافيالفرية المصرّحة أن يقول: يا زان أو يابن الزانية أو لست لأبيك. [٣]
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام فرمود: اميرمؤمنان عليه السلام در مورد هجا تعزير مىكرد و حدّ نمىزد؛ مگر در فريهى صريح، مانند اين كه بگويد: اى زانى، اى زناكار، تو فرزند پدرت نيستى.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٥٣، باب ١٩ از ابواب حدّ قذف، ح ٥.
[٢]. مكاسب المحرّمة، ج ٢، ص ١١٨.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٥٢، باب ١٩ از ابواب حدّ قذف، ح ٦.