آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥١٤ - فرع سوّم ارتكاب حرامى كه حدّ معيّن ندارد
كبيره اجتناب كند، گناه صغيرهاش راناديده مىگيرند؛ چرا آن را جعل كرديد كه ناديده بگيريد؟
مىگوييم: اوّلًا، گناهان صغيره گاه با عدم اجتناب از كبيره همراه است؛ در اين حال، در برابر هر دو نوع گناه مسئوليت دارد. بنابراين، در جعل آن لغويّتى نيست.
ثانياً، خداوند در باب توبه فرمود: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا [١] آيا فتح باب توبه با جعل گناهان منافات دارد؟ تا بگويى: خداوندا تو كه باب توبه را قرار دادى تا بر تمام گناهان قلم بكشى، چه لزومى داشت امر و نهى كنى تا زمينهاى براى تحقّق گناه پيدا شود و آنگاه ببخشى؟ اين دو باهم منافات ندارد. گناه در جاى خودش محفوظ و عنايت الهى، لطف، تفضّل و توبه نيز در جاى خودش محفوظ است؛ لذا، جعل توبه يا بخشش گناهان صغيره در صورت اجتناب از كبائر، سبب لغويّت نمىگردد.
معناى «نكفر» اين است كه كارى مىكنيم كه گويا اين گناه صغيره از شما سر نزده است؛ به دليل آيه وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلًا كَرِيمًا حتّى تنزّل مقام و رتبهاى هم نيست؛ بلكه شما را به يك مدخل و جاى كريمى وارد مىكنيم.
تكفير مطلق است و اختصاصى به آخرت ندارد؛ «نكفّر أي نحكم بأنّكم لم تعطوا بالسّيئات» اگر چنين حكمى بر گناه صغيره از جانب حقّ مترتّب مىشود، چگونه معنا دارد به حاكم شرع بگويد: فاعلش را تعزير كن؟ ايندو مطلب با يكديگر تنافى دارد. در جايى كه دليل خاص بر تعزير داريم، سخنى نيست؛ اگر دليل خاص نداشتيم، در آنجا نيز مىگفتيم: به مقتضاى آيات توبه و غفران و تكفير، تعزيرى نيست؛ ليكن از آيه تفصيل استفاده مىشود. به اين صورت كه اگر مرتكب صغيره از كبائر اجتناب كند، تعزير نمىگردد؛ به شرط اين كه اصرار بر صغيره نداشته باشد؛ زيرا، با اصرار، گناه صغيره به كبيره مبدّل مىشود و زمينهى ترتّب تعزير آماده مىگردد.
خلاصه: اگر مرتكب صغيره مجتنب از كبيره باشد، تعزيرى نيست؛ و اگر مرتكب كبيره
[١]. سورهى زمر، ٥٣.