آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٦٨ - موارد ثبوت تعزير
١- محمّد بن الحسن بإسناده عن يونس، عن زرارة، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، في رجل قال لامرأته: لم تأتني عذراء، قال: ليس بشيء «ليس عليه شيء- خ» لأنّ العذرة تذهب بغير جماع. [١]
فقه الحديث: زراره از امام صادق عليه السلام دربارهى حكم مردى پرسيد كه به همسرش مىگويد: باكره به خانهى من نيامدى. امام عليه السلام فرمود: مسألهى مهمى نيست؛ زيرا، بكارت به غير جماع هم از بين مىرود.
عبارت «ليس بشيء» به حسب ظاهر با مدّعاى ما منافات دارد؛ زيرا، ما مىگوييم بر اين گفتار تعزير ثابت بوده، و حدّ قذف منتفى است؛ ولى روايت را با ملاحظهى تعليل در ذيل آن مىتوان دو نوع توجيه كرد.
الف: امام عليه السلام در مقام نفى اسناد به زنا و قذف است؛ يعنى امام عليه السلام آنچه كه در ذهن راوى بوده را نفى مىكند؛ زيرا، از اين گفتار، قذف به ذهن مىآيد و امام عليه السلام آن را «ليس بشىء» مىداند؛ يعنى مسألهاى نيست. و اين معنى با تعزيرى كه به سبب ايذا و استخفاف ثابت مىگردد، منافات ندارد.
ب: گاهى اين گفتار از شوهر زن به عنوان اهانت و استخفاف صادر مىگردد، و يك مرتبه هيچ جنبهى هتك و آزارى در كار نيست؛ بلكه بهطور طبيعى و دوستانه با هم صحبت مىكنند. بنابراين، تعزيرى لازم نيست.
٢- وعنه، عن إسحاق بن عمّار، عن أبي بصير، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال في رجل قال لامرأته: لم أجدك عذراء، قال: يضرب، قلت: فإن عاد، قال:
يضرب فإنّه يوشك أن ينتهي. [٢]
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام دربارهى مردى كه به زنش گفت: تو را باكره نيافتم، فرمود: او را مىزنند- (معناى «يضرب» حدّ قذف نيست، بلكه مقصود، ماهيّت ضرب است كه به تعزير محقّق مىگردد)-.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٥، ص ٦٠٩، باب ١٧ از ابواب لعان، ح ١.
[٢]. همان، ص ٦١٠، ح ٢.