آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٦٥ - فرع اوّل مقدار حدّ شرب مسكر
قال: كان يضرب بالنّعال ويزداد إذا اتي بالشّارب ثمّ لم يزل النّاس يزيدون حتّى وقف ذلك على ثمانين أشار بذلك عليّ عليه السلام على عمر فرضي بها. [١]
فقه الحديث: در اين صحيحه، از امام صادق عليه السلام پرسيد: كيفيّت اقامهى حدّ رسول خدا صلى الله عليه و آله در شرب خمر چگونه بود؟
امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله با نعالى كه به پايش بود، مىزد؛ شارب را كه مىآوردند، بيشتر مىزد،- زيرا شارب دوّم در جريان كتك خوردن شارب اوّل واقع شده و بايد مرتكب شرب خمر نمىشد. يكى از فلسفههاى اجراى حدّ اين است كه از ترس اقامهى حدّ بر آنان مرتكب عمل خلاف نمىشوند.- مردم مقدار زدن را اضافه مىكردند تا بر هشتاد تازيانه متوقّف شد. امير مؤمنان عليه السلام به آن اشاره كردند و عمر پذيرفت.
روايت اوّل اين باب نيز از ابى بصير از امام صادق عليه السلام، عين عبارات روايت حلبى را داراست. [٢]
وعن زرارة، قال: سألت [سمعت] أبا جعفر عليه السلام وسمعتهم يقولون: إنّه عليه السلام قال: إذا شرب الرّجل الخمر فسكر هذي، فإذا هذي افترى، فإذا فعل ذلك فاجلدوه جلد المفتري ثمانين. [٣]
فقه الحديث: زراره مىگويد: از امام باقر عليه السلام و مردم شنيدم كه مىگويند:
امير مؤمنان عليه السلام مىفرمود: كسى كه شرب خمر مىكند، مست مىشود، و به دنبالش هذيان مىگويد؛ حرفهاى بىربط مىزند و افترا مىبندد؛ نسبت زنا و لواط به ديگران مىدهد؛ هنگامى كه مرتكب چنين كارى شد، هشتاد تازيانه به او به عنوان حدّ افترا بزنيد.
از روايت استفاده مىشود كه عدد هشتاد ارتباط مستقيم به شرب خمر ندارد، تناول مسكر به خودى خود اقتضاى هشتاد تازيانه ندارد؛ بلكه شرب خمر زمينهاى را براى قذف فراهم مىآورد. لذا، اگر قذفى به دنبالش واقع شد، حدّ قذف ثابت مىگردد.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٦٧، باب ٣ از ابواب حدّ مسكر، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٤٦٦، ح ١.
[٣]. همان، ص ٤٧٠، باب ٤ از ابواب حدّ مسكر، ح ٧.