آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٤٥ - حكم دشنام به ائمّه عليهم السلام
اذيّت مىكند، چيست؟ امام عليه السلام فرمود: چگونه؟ گفت: با دشنام دادن به شما.
امام عليه السلام فرمود: آيا دربارهى امير مؤمنان عليه السلام حرفى مىزند؟ گفتم: بله، به طور آشكار مىگويد. آن حضرت فرمود: به او كارى نداشته باش و متعرّضش نشو.
صدر روايت دلالت دارد كسى كه به امير مؤمنان عليه السلام دشنام مىدهد، خونش حلال است؛ يعنى بايد كشته گردد. حال، چگونه ذيل آن بر عدم تعرّض دلالت دارد؟ بايد روايت را بر صورت ترس حمل كرد، والّا صدر و ذيل آن تنافى پيدا مىكند. [١]
٢- وعنه، عن أحمد، عن عليّ بن الحكم، عن ربيع بن محمّد، عن عبداللَّه بن سليمان العامري، قال: قلت: لأبي عبداللَّه عليه السلام: أيّ شيء تقول في رجل سمعته يشتم عليّاً ويبرء منه؟ قال: فقال لي: واللَّه هو حلال الدّم، وما ألف منهم برجل منكم، دعه. [٢]
فقه الحديث: سند اين روايت معتبر نيست. عبداللَّه بن سليمان عامرى از امام صادق عليه السلام پرسيد: دربارهى مردى كه شنيدم به امير مؤمنان عليه السلام دشنام مىدهد و از او برائت مىجويد، چه مىگوييد؟ امام عليه السلام فرمود: واللَّه خونش مباح است؛ آنان با شما الفت پيدا نمىكنند. ايشان را رها كنيد و با آنان طرح دوستى و آشنايى نريزيد. [٣]
٣- محمّد بن عمر الكشّي في (كتاب الرجال) عن محمّد بن قولويه، عن سعد بن عبداللَّه، عن محمّد بن عبداللَّه المسمعي، عن عليّ بن حديد، قال:
[١]. حضرت آيتاللَّه فاضل لنكرانى در كتاب تفصيلالشريعة در ذيل روايت، كلام مرحوم مجلسى از مرآت العقول را آورده مىنويسد: «له في علي نصيب» سه احتمال دارد:
الف: آيا او ولايت على را پذيرفته و به امامت او معتقد است؟ راوى امام را تصديق كرد. حضرت فرمود، متعرضش نشو، يعنى به خاطر اظهار ولايت امير مؤمنان عليه السلام. و اين عذر ظاهرى آوردن است تا راوى مرتكب قتل نگردد و سبب پيدايش فتنه و خونريزى نشود؛ هرچند ريختن خونش حلال بوده است. مگر آن كه بگوييم اين فرد منكر امامت بوده، ولى سبّ و شتم نمىكرده است. در اين صورت خونش مباح نبوده است تا امام اجازهى كشتن بدهد.
ب: استفهام انكارى باشد؛ يعنى كسى كه ما را دشنام مىدهد، چگونه در على عليه السلام بهره و نصيب دارد؟ و سائل نيز امام را تصديق كرده است.
ج: احتمال مىرود كه ضمير «له في عليّ نصيب» راجع به ذكر سوء باشد، يعنى آيا به امير مؤمنان عليه السلام نيز دشنام مىدهد؟
برخى گفتهاند «نصيب» تصحيف «نصب» بدون «ياء» مىباشد. (تفصيل الشريعة، كتاب الحدود، ص ٤٠٧.)
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٦٢، باب ٢٧ از ابواب حدّ قذف، ح ٢.
[٣]. ظاهراً معناى جمله «ما ألف منهم برجل منكم دعه» مطلبى باشد كه مرحوم مجلسى در مرآت العقول فرموده است؛ يعنى هزار نفر از مخالفان شما ارزش يك نفر از شما را ندارند؛ اگر او را بكشى تو را به قصاص او مىكشند. او را رها كن و خود را به مخاطره نينداز.