آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٠٥ - اقوال در مسأله
شيخ طوسى رحمه الله، مرحوم نجاشى [١] و كشّى [٢] كه از متخصّصان علم رجالاند- بر خلاف شيخ طوسى رحمه الله كه ذوفنون بوده است- وثاقت او را به صراحت گفتهاند. علّامه رحمه الله [٣] در خلاصه مىگويد: شيخ طوسى رحمه الله در فهرست او را تضعيف، و در جاى ديگر توثيق كرده است؛ بنابراين، تضعيفش با توثيقش معارض است. نتيجه اين كه ترديدى در وثاقت ابوخديجه باقى نمىماند.
مرحوم تسترى (شوشترى) [٤] در قاموس الرجال مىگويد: منشأ تضعيف شيخ رحمه الله يك اشتباه اسمى است. وى او را به جاى فرد ديگرى كه ضعيف است، تصوّر كرده، لذا به ضعف او حكم داده است؛ مگر آن كه گفته شود: ابوخديجه نام امام و معصومى كه از او روايت مىكند را حتى به صورت عامّ هم ذكر نكرده است؛ و ظاهر روايت: «عن أبي خديجة قال» كه فاعل اين قول ابوخديجه مىباشد.
مرحوم كلينى در كافى، همين روايت را از ابىخديجه از امام صادق عليه السلام نقل مىكند. [٥] به هر حال، يا در چاپ وسائل اشتباه شده، يا در نسخهى تهذيب و استبصار.
فقه الحديث: روايت را در گذشته مطرح و توجيهى كرديم؛ امّا دوباره در آن دقّت مىكنيم. فرمود: «لا ينبغي لامرأتين ..» از «لا ينبغي» ولو به قرينهى ذيل روايت، استفادهى حرمت مىشود؛ زيرا، اگر معنايش كراهت يا استحباب ترك باشد، براى حدّ و تعزير و قتل معنايى نمىماند- «لا ينبغي» اصطلاحى فقهى در كراهت است، امّا در اين
[١]. رجال النجاشى، ص ١٨٨، رقم ٥٠١.
[٢]. المختار من رجال الكشى، ص ٣٥٢، رقم ٦٦١.
[٣]. خلاصة الرجال، ص ٣٥٤.
[٤]. قاموس الرجال، ج ٤، ص ٦١٥.
[٥]. الكافى، ج ٧، ص ٤١٢، ح ٤.