تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢
تا آنجا كه مرحوم «سيّد مرتضى» در جواب «المَسائِلُ الطُّرابْلِسِيَّات» مىگويد: «صحت نقل قرآن آن قدر واضح و روشن است كه مانند اطلاع ما از شهرهاى معروف دنيا و حوادث بزرگ تاريخى و كتب مشهور و معروف است».
فى المثل آيا هيچ كس مىتواند در وجود شهرهائى همچون «مكّه و مدينه» و يا همچون «لندن و پاريس» شك كند، هر چند هرگز به هيچ يك از اين شهرها مسافرت نكرده باشد؟!
و آيا كسى مىتواند مسأله حمله مغول را به ايران و يا انقلاب كبير فرانسه و يا جنگ جهانى اول و دوم را منكر شود؟!
چرا نمىتواند به خاطر اين كه: همه اينها به تواتر به ما رسيده است، آيات قرآن نيز همين گونه است به شرحى كه بعداً بيان خواهيم كرد.
و اگر افراد مغرضى خواستهاند: براى تفرقه ميان شيعه و اهل تسنن اعتقاد به تحريف را به شيعه نسبت دهند، دليل بر باطل بودن ادعايشان كتب بزرگ علماى تشيع است.
اين عجيب نيست كه، فردى همچون «فخر رازى»- كه مىدانيم در مسائل مربوط به «شيعه» حساسيت و تعصب خاصى دارد در ذيل آيه مورد بحث- بگويد: اين آيه (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) دليل بر ابطال قول شيعه است كه قائل به تغيير و زياده و نقصان در قرآن شدهاند!
صريحاً بايد گفت: اگر منظور او، بزرگان و محققان شيعه است كه هيچ يك چنين اعتقادى را نداشته و ندارند، و اگر منظور، وجود قول ضعيفى در اين زمينه در ميان شيعه است، كه نظير آن در ميان اهل سنت نيز وجود دارد كه نه آنها به آن اعتنا كردهاند و نه ما.
محقق معروف «كاشف الغطاء» در كتابش «كشف الغطاء» چنين مىگويد: