تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
حديث معروفى كه در «نهج البلاغه» از على عليه السلام نقل شده نيز بيان گويائى براى اين واقعيت است آنجا كه مىفرمايد: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوى وَ طُولُ الأَمَلِ، فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الأَمَلِ فَيُنْسِي الآخِرَةَ:
«اى مردم مخوفترين چيزى كه بر شما از آن مىترسم، دو چيز است: پيروى از هوا و هوسها، و آرزوهاى دراز، چرا كه پيروى از هوسها شما را از حق باز مىدارد، و آرزوى دراز، آخرت را به دست فراموشى مىسپارد». «١»
***
و به راستى چه افراد با استعداد و شايسته و لايقى كه بر اثر گرفتارى در دام آرزوى دراز، به موجودات ضعيف و مسخ شدهاى مبدّل گشتند، كه نه تنها به حال جامعهشان مفيد نيفتادند، بلكه منافع شخصى خود را نيز پايمال كردند، و از هر گونه تكامل نيز بازماندند، آن چنان كه در «دعاى كميل» مىخوانيم: وَ حَبَسَنِى عَنْ نَفْعِى بُعْدُ أَمَلِى: «آرزوى دراز مرا از منافع واقعيم محروم ساخت»!.
اصولًا، آرزو كه از حدّ گذشت، دائماً انسان را در رنج و تعب وا مىدارد، شب و روز، بايد تلاش كند، به گمان خود، دنبال سعادت و رفاه مىرود در حالى كه: چيزى جز بدبختى و شقاوت براى او فراهم نمىشود.
و اين گونه افراد، غالباً در همين حال، جان مىدهند و زندگى دردناك و غمانگيزشان مايه عبرت است، براى آنها كه چشم و گوش بينا و شنوا دارند!.
***