تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٥ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
حركات جنون آميز خود را در آن ببينند .
چقدر خود را خوشبخت مى دانم وقتى كه مى بينم يكى از مبشرين و آرزومندان تظاهر عالى صلح و سعادتم كه به دست مردم خون گرم به وجود خواهد آمد .
چقدر دلم مى خواهد كه همهء مردان خوش نيت را باسم صدا بزنم و بگويم « در اين ساعت كه چشمها باز و وجدانها بيدارند ، بياييد تا خود را با عميقترين احساسات متحد و بهم علاقه مند نماييم . » نبايد خود را گول بزنيم و از خود پنهان داريم ، كه بدون يك فعاليت جدى بيرون آمدن از اين خمودگى و افسردگى غير ممكن است .
يك مشت مردمى كه تصميم بانجام عملى در اين راه نگرفتهاند در مقام مقايسه با ( بىطرفها ) و منحرفين واقعا هيچاند ، و از طرفى جبههء مقابل ، يعنى آنها كه چرخها و قطعات ماشين جنگ را روغن مى زنند نيرومندانند . آنها از هيچ كوششى براى تغيير دادن به جهت جريانهاى عمومى در ستر نظريات و مقاصد خودشان فرو گذار نمى كنند .
وضع ظاهرى و گفته هاى رهبران اقوام ، چنين مى نمايد كه تشنهء صلح و آشتى اند و تسليحاتى را كه در دست اقدام است بخاطر موازنهء مثبت نيروهاى نظامى و برابرى قوا ، بخاطر حفظ صلح مى خواهند .
ولى حقيقت اين است كه رهايى از جنگ ، به خود مردم و اتباع اين كشورها بستگى دارد . اگر مردم از جنگ بيزارند و مى خواهند از آن دور باشند ، بايد با هر گامى كه جز در راه تأمين صلح و خلع سلاح كامل برداشته شود مخالفت كنند زيرا تا نيروى نظامى زنده است ، هر ادعايى بجنگ منتهى مى شود . صلح خواهى بد فرجامى كه براى حفظ و پيش برد آن ، توپ و تانك و خمپاره بسازند ، در نطفه بميرد بهتر است . من اين طور مى انديشم .
خدايا ممكن است وجدان و عقل سليم مردم بيدار شود ، تا بمرحلهاى برسيم كه نسل و نسلهاى بعد از ما نام جنگ و لغت جنگ را فقط در تاريخ بخوانند و از