تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٦ - اگر بشنويد كه يك انسان الهى اطلاع از درون آدميان دارد و از پشت پردهء ظواهر خبر مى دهد ، انكار نكنيد ، زيرا عظمت مغز و روان آدمى خيلى بالاتر از آيينه و ماشين محدود است
امواج مغزى چنان كه در مباحث آينده مطرح خواهيم كرد ، در حل مسئلهء فوق كمكهاى شايانى مى تواند داشته باشد .
اما از نظر تصفيه و رشد روحى ، اينگونه مسائل يعنى تصرف در شئون طبيعت و اطلاع از پشت پرده و ضماير انسانها كاملًا حل شده و مانند ساير امور عادى است .
جلال الدين در دفتر پنجم تحت عنوان دانستن شيخ ضمير سائلان را . . . علت اطلاع از باطن را چنين بيان مى كند :
خانه را من روفتم از نيك و بد خانهام پر گشت از عشق احد هر چه بينم اندرو غير خدا آنِ من نبود بود عكس گدا گر در آبى نخل يا عرجون نمود جز ز عكس نخلهء بيرون نبود در تك آب ار ببينى صورتى عكس بيرون باشد آن نقش فتى ليك تا آب از قذر خالى شدن تنقيه شرط است در جوى بدن تا نماند تيرگى و خس در او تا امين گردد نمايد عكس رو چون گل آبه در تنت كو اى مقل آب صافى كن ز گل اى خصم دل تو بر آنى هر دمى كز خواب و خور خاك ريزى اندرين جو بيشتر
تصفيهء درون و متمركز ساختن قواى دماغى در يك موضوع غير مادى بهر نحو كه باشد ، خاصيت مزبور را در درون آدمى ايجاد مى كند ، زيرا اين اثر طبيعى روح در رياضت كسانى كه مقيد به آداب و رسوم دينى و تقوا نيستند نيز ديده مى شود . و با اين وضع اطلاع از درون ، ارزشى جز اين ندارد كه اطلاعات بيشترى در زندگانى نصيب رياضت كش شده است . اين ارزش مساوى مزيتى است كه بعضى از انسانها به جهت داشتن وسايل آگاهى بيشتر به اطلاعات زيادتر دست مى يابند . مثلًا كسى كه با ميكروسكپ و تلسكوپ توانسته است اطلاعاتى به دست بياورد ، داراى آگاهى بيشتر از آن شخص است كه دو وسيلهء مزبور را ندارد . آن چه كه داراى ارزش واقعى است