تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٥ - اگر بشنويد كه يك انسان الهى اطلاع از درون آدميان دارد و از پشت پردهء ظواهر خبر مى دهد ، انكار نكنيد ، زيرا عظمت مغز و روان آدمى خيلى بالاتر از آيينه و ماشين محدود است
( بپرهيز از اين كه كياست و ما فوق عامى بودن خود را در آن به بينى كه خود را در معرض انكار هر چيز قرار بدهى ، اين انكار و شتابزدگى تو ناشى از سبك مغزى و ناتوانى تست . آن شكاف و اخلال را كه پيش از آشكار شدن واقعيات با تكذيب تو نمودار خواهد گشت ، كمتر از شكاف و اخلال به واقعيات كه با تصديق بدون دليل تو به وجود خواهد آمد نمى باشد . بلكه تو بايد در اين موارد به طناب توقف و احتياط چنگ بزنى ، اگر چه انكار نمودن آن چه كه بگوشت رسيده است و هنوز به محال بودن آن دليلى نيافتهاى ، ترا بهيجان و اضطراب در آورد .
پس راه درست و منطقى در اينگونه موارد اين است كه امثال اين امور غير عادى را در قلمرو امكان رها كنى ، مادامى كه دليل محكمى مانع امكان آن نباشد و بدان كه در طبيعت شگفتىها وجود دارد و اجتماع نيروهاى عالى فعاله با نيروهاى سافلهء منفعل نتايج شگفت انگيزى در بر دارد ) .
از كلمات ابن سينا چنين بر مى آيد كه به وجود آوردن امور غير عادى ، بلكه امور مخالف رو بناى طبيعت ، يك پديدهء خلاف قانون نيست ، بلكه مربوط به رموز و اسرار كشف نشدهء خود عالم طبيعت است .
اين مطلب كاملًا متين و ارزنده است ، زيرا آن چه مسلم است اين است كه بشر تا كنون چيزى بيش از چند سطر متفرقه از كتاب طبيعت را نخوانده است ، بگذريم از ادعاهاى حاشيه نشينان علم و جهان بينى كه با مشاهدهء موفقيتهاى بسيار نسبى و محدود بشرى ، داد و بىداد راه مى اندازند كه ما جهان طبيعت بلكه جهان هستى را مى شناسيم اينان چنان كه گفتيم مردم حاشيه نشين هستند و نمى دانند كه در متن جهان و اذهان جهان بينان هشيار چه مى گذرد .
به هر حال خواندن درون آدمى و اطلاع از ضماير مردم چنان كه خود اين جانب بارها عملا مشاهده كردهام ، جاى ترديد نيست . زيرا نيروها و فعاليتهاى مغزى انسانها خيلى بالاتر از اطلاع دادن از درون انسانى و ساير حوادث پشت پردهء طبيعت است . موضوع حس ششم ، بلكه امكان وجود حواس ديگر در انسانها و مسئلهء