تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
به سوى استفاده از خود ترغيب و اغوا مى كند . آيا كسى هست كه بگويد : « موسى » و « عيسى » و « گاندى » و « كارنگى » مجهز به كيسه هاى طلا بودند ؟ » [١] » هر كه مى خواهد جنبشهاى فكرى و نتايج آنها را در يابد ، بايد بخاطر داشته باشد كه تمام كوششها و تفكرات نژاد بشرى بخاطر ارضاى احتياجات و تسكين دردهاى زندگى بوده است . عشق و آرزو دو نيروى شگرفت ، محرك تمام كوششهاى بشرى و غرض اصلى مبارزات و آفرينش اوست ، گر چه ممكن است پا را از اين فراتر گذاشته مقاصد مختلفى براى بشر ذكر كرد . ولى از اين دو بهر صورت خارج نخواهد بود .
پس آن چه احساس و احتياجى است كه بشر را بمذهب ، و احساس مذهبى بمعنى وسيع كلمه ، راه برى نموده است ؟ با كمى دقت معلوم مى شود كه هيجانات و احساسات موجب مذهب بسيار مختلف و متفاوتند . براى يك انسان ابتدايى ، ترس ، ترس از مرگ از گرسنگى ، ترس از جانوران وحشى ، ترس از مرض ، ايجاد كننده زمينهء مذهبى است .
فكر محدود و عدم رشد عقلى بدوى براى خود ، موجودات كما بيش شبيهى مى سازد ، كه اين موجودات را به دست و فكر خود مى سازد ، و بعد از آن آفريدن به اين فكر مى افتد كه چگونه از خشم آنها جلو گيرد ، و چطور بر سر لطفشان آورد . اين مسئله هم با انجام اعمالى مخصوص و گذراندن قربانىها و تقديم هدايايى حل مى شود . اين رسوم از نسلى به نسل ديگر مى رسد ، بر وفق شرايط زمان و مكان تغييراتى ميابد ، و گاهى تعديل مى شود تا بيشتر با زندگى بشر فانى توافق داشته باشد بحث من اكنون راجع بمذهب ترس است .
اين مذهب گر چه ساختهء دست بشر نيست ، ولى توسط گروه كاهنان و متد مخصوص و با اهميت زيادى پا بر جاست ، آنها ميان خود و موجوداتى كه از آنها مى ترسند شفيعى دارند و بر اين پايه رسالتى هم بنا كردهاند . در اغلب موارد رهبر يا پيشواى مذهبى كه در جاى خود مقامش بعوامل ديگر و طبقه مخصوصى بستگى دارد ، اصول
[١] همان مأخذ ، ص ٤٨ . .