تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٥ - مشكلات موضوع ابديت را با توجه به دل خويشتن حل و فصل نماييد
مى شوند . بنا بر اين تمام مواد بهشتى كه در قرآن مجيد آمده است بدون تاويل و تحريف كاملًا معقول و بايد مورد پذيرش قرار بگيرد .
((٤٨٢)) هست در دل زندگى دار الخلود در زبانم چون نمى آيد چه سود ؟
مشكلات موضوع ابديت را با توجه به دل خويشتن حل و فصل نماييد جلال الدين در اين مسئله با اهميت مى خواهد انسانها را به درون خودشان وارد ساخته و معناى ابديت را به آنان قابل درك بسازد .
آيا حقيقتاً مى توان ابديت را در دل آدمى جستجو كرد ؟ در اين مبحث ما با دو مسئلهء مهم روبه رو مى شويم :
مسئلهء يكم - آيا نمونهء ابديت در دل آدمى قابل مشاهده است ؟ مسئلهء دوم - آيا موضوع ابديت را در دل مانند يك موضوع فطرى مى توان اثبات كرد ؟ پاسخ مسئلهء يكم با اطمينان مثبت است ، زيرا وقتى كه ما از سطح مجاور طبيعت « من » عبور مى كنيم و رو به سطوح عميق « من » مى رويم ، با يك وضع شگفت انگيزى روبه رو مى گرديم كه فوق العادهء قابل توجه است . سطح ظاهرى « من » مانند آيينه ايست كه حقايق خارجى را اعم از اشكال و الوان و حركت و زمان و فضا نمودار مى سازد و همهء قوانين و اصول جارى در عالم برونى به طور ظريف تر در آن سطح ظاهرى حكمفرما مى گردد .
شما نمى توانيد در يك لحظه در ذهن خود هم مستطيل را درك كنيد و هم دايره را ، چنان كه در سطوح هندسى خارجى هم اتحاد دو شكل مزبور امكان پذير نيست . همچنين در آن حال كه ذهن شما را رنگ قرمز اشغال كرده است ، رنگ آبى نمى تواند اشغال نمايد .