تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٦ - هيچ مى دانيد كه آزمايش هر موضوعى نوعى تصرف در اوست و شما كه مى خواهيد خدا را بيازماييد ، در حقيقت مى خواهيد در او تصرف نماييد ؟
مثلًا وقتى منجمى حركت يكى از سيارات منظومهء شمسى را مشاهده مى كند ، از آن سياره در هر ثانيه ميليونها كوانتم صادر مى شود كه برخى از آنها از راه تلسكوپ وارد چشم منجم مى شود . به وسيلهء ضبط امتداداتى كه از اين كوانتمها مى رسند وى مى تواند حركت سياره را در آسمان پيروى و توصيف كند .
به سبب صدور هر كوانتم ، سيارهء مورد بحث پس مى زند و لذا در حركت آن تغييرى حاصل مى شود ، ولى اين تغييرات بقدرى ناچيزند كه آنها را مى توان به تمام معنا نديده انگاشت ، ولى وقتى محقق فيزيك سعى مى كند حركت الكترون را در داخل اتم ملاحظه كند جريان با حالت قبلى فرق دارد ، زيرا معرفت حالت درونى اتم فقط به مدد وادار ساختن اتم به صدور يك كوانتم تمام تابش ميسر است و چنان كه ، در عنوان بعد خواهيم ديد صدور يك كوانتم تابش در عالم اتمى چنان حادثهء مهمى است كه حركت اتم به سبب آن كلا تغيير مى كند و نتيجهء آن عملًا پيدايش يك اتم جديد است .
توالى صدور كوانتمها ممكن است خرده پاره هايى اطلاع در بارهء مراحل مختلف تحول اتم به دست بدهد ، ولى راجع به تغيير اتصالى اتم چيزى نخواهد آموخت در واقع اصلا تغيير اتصالى نمى تواند وجود داشته باشد ، زيرا صدور هر كوانتم تحول اتصالى را شكسته و انفصالى مى كند . . . » [١]
[١] فيزيك و فلسفه تأليف جينز ترجمهء آقاى بيانى ص ٢٤٢ و ٢٤٣ . . مخفى نماند كه تحقيقات فيزيك نو در اين مورد مسائل فوق العاده با اهميتى را نتيجه داده است از آن جمله : الف تا حدودى كه بحث در عالم رويدادها باشد يكنواختى در طبيعت ديده نمى شود . . ب اطلاع دقيق از عالم خارج براى ما ممتنع است ج فرآيندهاى طبيعت را چنان كه بايد در چهار چوب فضا و زمان نمايش داد . . د تقسيم بين ناظر و منظور يا درنگرنده و درنگريسته ، ديگر معين و دقيق نيست ، دقت كامل وقتى است كه ناظر و منظور را در يك كل واحد متحد بسازيم [ اين مطلب هم چنان كه گفتيم براى مشكل ما چارهاى نمى سازد ، زيرا محصول اتحاد خود منظور ديگرى است ] . . ه - تا حدودى كه مربوط به معرفت ما است ، اصل عليت معنايى ندارد . اين مسئله را در مباحث علت و معلول در جلد هفتم مطالعه فرماييد . . و اگر با اين وصف بخواهيم قانون عليتى بر حوادث عالم رويدادها حكمفرما بدانيم بايد فرض كنيم كه اين حوادث در زمينه و متن عالم كه وراء جهان رويدادها و در نتيجه دور از دسترس ما است معين و مقدر مى شوند . .