تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٤ - هيچ مى دانيد كه آزمايش هر موضوعى نوعى تصرف در اوست و شما كه مى خواهيد خدا را بيازماييد ، در حقيقت مى خواهيد در او تصرف نماييد ؟
آن موقع كه آگاهى به آزمايش داشته باشد ، دو نوع فعل يا انفعال در درون او به وجود مى آيد :
يك - تحرك مغزى كه عبارت است از پى گردى حل مسئله مفروض .
دو - تحرك روانى ناشى از آگاهى به آزمايش ، اين دو نوع تفاوت آشكارى با يكديگر دارند ، زيرا تحرك مغز عبارت است از فعاليتهاى مناسب در مقابل مجهول ، در صورتى كه تحرك روانى در اين مورد گاهى رنگ اميد دارد ، گاه ديگر رنگ نااميدى . ممكن است با اضطراب همراه شود و احتمال دارد كه رنگ آرامش آگاهانه داشته باشد .
چنان كه ممكن است با نظر به امكان حل مسئله يا ناتوانى از حل آن ، زمينهء تحرك روانى شخص مورد آزمايش انبساط و شكفتگى روانى باشد يا انقباض و گرفتگى .
٢ - مورد آزمايش شيء ناخود آگاه بوده باشد ، در اين فرض شايد چنين تصور شود كه من كه سنگ را تماشا مى كنم و مى خواهم كه آن را بشناسم ، چه تأثير و تصرفى در او ايجاد مى كنم ؟ پاسخ اين مسئله چنين است كه اولًا موضوع آزمايش در همه ى موارد ، تماشاى خالص نيست بلكه براى به دست آوردن خاصيت مطلوبى از مورد آزمايش تصرفى در وضع و كيفيت ابتدايى و طبيعى صورت مى گيرد ، مثلًا شما مى خواهيد بدانيد كه آيا قند در آب منحل مى شود يا نه ؟ براى درك اين خاصيت قند مجبوريد آن را در آب بيندازيد تا محلول شدن آن را با چشم به بينيد . انداختن قند در آب تصرفى در آن است .
بلى گاهى تماشاى خالص به جريان يك موجود در حالات مختلف حركت و تحول از مقولهء آزمايش نمى باشد .
مثلًا شما در جايى نشستهايد و چند عدد سگ به يك ديگر مى رسند و با رسيدن به همديگر حركات و صداهاى مخصوص بروز مى دهند ، شما در عين تماشا ، نتايج تماس دو سگ را با يكديگر بوسيله بروز پديده هاى مخصوص درك مى كنيد .