بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٥ - ١٢/ ٢ چگونگى روانه ساختن بزهكاران به سوى دوزخ
پلاسها مىگذارند و از آن، [بويى] مانند گندترين بوى مردارى كه در روى زمين يافت شده، بر مىخيزد. آن فرشتگان، او را بالا مىبرند. هر جمعى از فرشتگان كه او را بر آنان مىگذرانند، مىگويند: اين روح پليد چيست؟
آن فرشتگان مىگويند: فلان، پسر فلان! و زشتترين نامهايش را كه در دنيا او را با آنها مىخواندهاند، به كار مىبرند، تا اين كه او را به آسمان پايين مىرسانند و مىگويند: در را برايش باز كنيد. امّا برايش باز نمىشود».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را خواند: «درهاى آسمان را برايشان نمىگشايند و در بهشت در نمىآيند، مگر آن كه طناب در سوراخ سوزن، داخل شود» [و فرمود:] «پس خداوند عز و جل مىفرمايد: كارنامه او را در زندانى در زمين زيرين بنويسيد. در اين هنگام، روح او به سختى به زير افكنده مىشود».
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس اين آيه را قرائت نمود: «و كسى كه براى خدا شريك آورد، چنان است كه گويى از آسمان، فرو افتاده و مرغان [شكارى]، او را ربودهاند، يا باد، او را به جايى دور، افكنده است» [و فرمود:] «دوباره روحش به پيكرش باز مىگردد و دو فرشته به نزدش مىآيند و او را مىنشانند و مىپرسند: خداوندِ تو كيست؟
او مىگويد: هاه، هاه![١] نمىدانم.
مىپرسند: دينت چيست؟
مىگويد: هاه، هاه! نمىدانم.
مىپرسند: اين مردى كه در ميان شما برانگيخته شد، كيست؟
مىگويد: هاه، هاه! نمىدانم.
پس، منادىاى از آسمان ندا مىدهد كه: تكذيب كرد. پس، فرشى از آتش برايش بگسترانيد و درى سوى دوزخ به رويش بگشاييد.
آن گاه از حرارت و باد سوزان دوزخ به طرفش مىآيد و قبرش بر او چنان تنگ مىگردد كه دندههايش در هم فرو مىروند، و مردى زشتروى و زشتجامه و بدبو نزدش مىآيد و مىگويد: بشارتتباد به كسىكه تو را به رنج آورَد! اين، روزىاست كه به تو وعده داده مىشد.
مىپرسد: تو كيستى كه از چهرهات بدى مىبارد؟
مىگويد: من كردار پليد و زشت تو هستم.
او مىگويد: پروردگارا! قيامت را برپا مكن».
٧٩٥. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: سوگند به آن كه جانم در دست اوست، دژخيمان دوزخ، هزار سال پيش
[١]. صوت يا شِبه جملهاى است كه« مِنّ و مِن كردن» را مىرساند.