بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩ - ١٠/ ٤٨ نا سپاسى
٥٠٤. عيسى عليه السلام: واى بر عالمانِ بد، كه آتش [دوزخ] چگونه براى آنان، شعلهور مىشود!
١٠/ ٤٨: نا سپاسى
قرآن
«كسانى كه كافر شدند، برايشان، آتش جهنّمى است پايانناپذير، و عذاب آن، از آنها كاسته نمىشود. اينچنين، هر ناسپاسى را كيفر مىدهيم. آنان، در جهنّم، فريادخواهى مىكنند كه:
«پروردگارا! ما را بيرون ببر تا كار شايسته بكنيم، غير از آنچه مىكرديم». [گفته مىشود:] آيا به شما عمر نداديم تا با آنچه پند گيرنده، پند مىگيرد، پند بگيريد؟ و بيم دهنده برايتان آمد. پس بچشيد كه براى ستمكاران، هيچ ياورى نيست».
«به انسان، هر گاه آسيبى مىرسد، پروردگارش را انابهكنان مىخوانَد، و آن گاه كه نعمتى از او گرفته مىشود، آنچه را كه پيشتر مىخوانْد، از ياد مىبرد، و براى خداوند، شريكانى قرار مىدهد تا از راه او گمراه كند. بگو: «با كفرت، اندكى بهره ببر. تو از اهل آتشى»».
حديث
٥٠٥. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بندهاى در روز قيامت آورده و در پيشگاه خداوند عز و جل نگه داشته مىشود و دستور داده مىشود كه وارد آتش گردد. مىگويد: پروردگارا! دستور دادى وارد آتشم كنند، در حالى كه من، قرآن مىخواندم!؟
خداوند مىفرمايد: «بنده من! من به تو نعمتْ ارزانى داشتم و تو سپاسگزارى نكردى».
او مىگويد: پروردگارا! به من، فلان مقدار، نعمت دادى. من هم فلان مقدار، سپاسگزارى كردم. و همين طور نعمتها را شماره مىكند و از تعداد شكرگزارىاش ياد مىكند.
خداوند متعال مىفرمايد: «بنده من! راست گفتى؛ امّا از كسى كه نعمت من از طريق او به دست تو رسيد، سپاسگزارى نكردى، در حالى كه من با خودم عهد كردهام كه شكر نعمت بندهاى را كه به او نعمتى دادهام، نپذيرم، مگر