بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٧ - ٥/ ١ درهاى جهنم و طبقه هاى آن
بر درِ ششم، اين [سه جمله] نوشته شده بود: «من بر شبزندهداران، حرام هستم. من بر صدقه دهندگان، حرام هستم. من بر روزهگيران، حرام هستم».
بر درِ هفتم، اين سه جمله نوشته شده بود: «به حساب خود برسيد، پيش از آن كه به حساب شما رسيده شود. خويشتن را سرزنش كنيد، پيش از آن كه مورد سرزنش شويد. خداى عز و جل را بخوانيد، پيش از آن كه نزد او بياييد و ديگر توان اين كار (خواندن خداوند) را نداشته باشيد».
١٢٨. امام زين العابدين عليه السلام: آتش، هفت در دارد كه از يك درِ آن، فرعون و هامان و قارون وارد مىشوند. از يك درش مشركان و كافرانى داخل مىشوند كه چشم بر هم زدنى به خدا ايمان نياوردهاند. از يك درش بنى اميّه داخل مىشوند و مختصّ آنان است و كسى ديگر با آنان از آن در، وارد نمىشود.
و [دو در ديگر] درِ آتشِ زبانهزننده است و درِ دوزخ، و [ششمى] درِ سياهچال كه تا عمق آن، هفتاد سال راه است و هر بار كه پس از هفتاد سال در آن فروافتند، چنان فَوَرانى مىكند كه آنان را دو باره به بالاى آن پرتاب مىكند و اين نيز هفتاد سال طول مىكشد [تا به بالاى سياهچال برسند]. سپس بار ديگر در آن فرو مىافتند و باز هفتاد سال طول مىكشد تا به قعر آن برسند، و پيوسته و هميشه چنين خواهند بود و [در اين حالت،] جاويدان و ابدى مىمانند.
از يك درِ ديگر [كه درِ هفتم است]، دشمنان ما و كسانى كه با ما مىجنگند و [كسانى كه] تنهايمان مىگذارند، داخل مىشوند. اين، بزرگترين و سوزانترين درِ جهنّم است.[١]
١٢٩. الكافى- به نقل از محمّد بن مسلم-: نزد امام باقر عليه السلام بر درِ خانه ايشان در مدينه نشسته بودم كه ديد مردم، گروه گروه مىگذرند. به يكى از كسانى كه نزد ايشان بود، فرمود: «در مدينه اتّفاقى افتاده است؟».
او گفت: فدايت شوم! حكمرانى براى مدينه آمده است و مردم براى شادباشگويى نزدش مىروند.
فرمود: «چه بسا سِمَتى به كسى واگذار مىشود و به وى شادباش گفته مىشود، در حالى كه آن سِمَت، درى از درهاى آتش است».
ر. ك: ص ٢١ (فصل يكم: نامهاى دوزخ).
[١]. شايد مراد از« ابواب» در اين جا، طبقات يا به تعبير درستتر، دَرَكات جهنّم باشد.