دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٥ - ١٠/ ١٨ ابوالقاسم زاهى
چه شبهه هاى فراوانى كه با راهنمايى او پاسخ گرفتند
و چه مشكلاتى كه با تدبير او پايان يافتند!
و بَسا آتشهاى گمراهى كه خداوند، آنها را با او خاموش كرد
در حالى كه تير چنين گمراهىها، هدايت را نشانه رفته بود!
او، كسى است كه آفريدگار ما براى او برگرداند
خورشيد را هنگام غروب آن.
اگر خورشيد باز نمىگشت، هم تابش
و هم روى آن، بدل [به رو سياهى] مىشد.
كسى است كه بر سر مردم به لطف و مهر كوبيد
به خاطر دين، همانند كوبيدن بر سر شتر عربى.
آنان قطعا دانستند كه روز غدير
با حيله آنان، روز جمل را خواهد آورد.
١٠/ ١٨
ابوالقاسم زاهى[١]
٤٠٢١. از نوابغ اديبان قرن چهارم هجرى، چنين مىگويد:
جستجوگر حقيقت، راه به جايى نمىبَرد
مگر آن گاه كه على را خالصانه دوست بدارد.
و از حوض او جرعهاى نخواهد چشيد
هر كس كه او را دشمن بدارد و كوچك بشمارد.
احساس راحتى در درون نخواهد داشت
كسى كه درباره على، سخن دشمنان را بگويد و از مقامش بكاهد.
[١] على بن اسحاق بن خلف قَطّان بغدادى، نامبردار به« زاهى»، شاعرى نابغه است كه شعرش را به جانبدارى از اهلبيت وحى، اختصاص داد و مذهب اهلبيت : را برگزيد و چنان فراوان درباره آنان شعر سرود كه از زمره شاعران اهلبيت به حساب مىآيد. به جهت استوارى شعر او و زيبايى تشبيهها و خوبى تصويرگرىهايش، معجمنگاران، چارهاى جز ستودنش نديدهاند. او در سال ٣١٨ ق، در بغداد، زاده شد و در ٣٥٢ ق و گفتهاند در ٣٦٠ ق از دنيا رفت.