دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٩ - ١٠/ ٤ محمد حميرى
آن پيشواى هدايت، كه خدا دانشى به او بخشيد
كه بدان، حلال از حرام، بازشناخته مىشود.
اگر من به عشق او جان خويش بخشم
در اين جانبازى هيچ گناهى نيست.
مردمى كه با او دشمنى ورزيدند، در آتش روند
گرچه هزار سال نماز بگزارند و روزه بگيرند.
نه؛ به خدا نمازى پذيرفته نمىشود
بدون ولايتِ پيشواى عادل.
امير مؤمنان! تكيهگاهم تويى
سرگُل سپيدبختان، پناه من است.
اين سخن، آيين من است و اين، سخن من است
اى پروردگارم تا به هنگام ديدار تو.
بيزارم از آن كه با على دشمنى ورزيد
و با او جنگيد از ميان ناپاكزادگان.
نصب او را در روز غدير
از سوى خداوند و بهترينِ مردم، فراموش كردند.
با آن كه سخنم را بد مىشمارند
فضل على بهسان درياى موّاج است.
از آنان كه وى را كنار زدند، بيزارم
او به جايگاه، از همه پيشتر بود.
على جنگجويان را گريزان ساخت
هنگامى كه در دست او شمشير بُرنده ديدند.
درود پروردگارم بر خاندان پيامبر
درودى كامل و تمام!