دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - ١٠/ ٥٤ شيخ الرئيس قاجار
|
ازسرّ ولايتم كن آگاه |
در كُنْهِ حقيقتم بده راه |
|
|
زيبد به گدايى تو نازم |
از خلق زمانه بىنيازم |
|
|
جز كوى تو ام مباد مَلجا |
جز خاك درت مباد مأوا |
|
|
با خاك درت نياز دارم |
زان رو به سپهر، ناز دارم |
|
|
بادا كه بر آل تو ز يزدان |
صد رحمت و صد درود و رضوان! |
|
|
درد تو نصيب جان من باد! |
عشق تو طبيب جان من باد![١] |
|
قرن سيزدهم
١٠/ ٥٤ شيخ الرئيس قاجار[٢]
٣١. شيخ الرئيس قاجار مىگويد:
|
اى دلبر فرّخ رُخِ فرخنده شمايل |
وى دولت حُسن آمده بر روى تو مايل |
|
|
خالِ تو نشان تو و گيسوت حمايل |
ديوانه دل ما و به دوش تو سلاسل |
|
[١] مثنوى واله سلطان( انتشاراتبنياد فرهنگايران، ١٣٥٤ ش): ص ١١ ١٦( با تلخيص).
[٢] ابو الحسن ميرزا قاجار، متخلّص به« حيرت» و مشهور به« شيخ الرئيس»، فرزند محمّد تقى ميرزا و نواده فتحعلى شاه قاجار، در سال ١٢٦٤ ق، در تبريز به دنيا آمد. وى سالها به كسب علم پرداخت و در شمار خُطَباى دينى و دانشمندان زمان خود درآمد. او از جمله آزاديخواهانى بود كه در جريان به توپْ بسته شدنِ مجلس، در« باغ شاه» محبوس گرديد. وى در سال ١٣٣٦ ق، درگذشت.