دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٢ - ١٠/ ٤٧ فياض لاهيجى
|
من كجا و مِدحت معجزْ كلامى همچو تو |
خاصه با اين شعر بىپرگار و نظم بىنظام؟ |
|
|
سويت اين ابيات سست آورده و شرمندهام |
زان كه معلوم است نزد جوهرى قدر رُخام |
|
|
ليك مىخواهم به يُمن مِدحتت پيدا شود |
در كلام «محتشم»، اى شاه گردون، احتشام |
|
|
روز احباب تو نورانى الى يوم الحساب |
روز اعداى تو ظلمانى الى يوم القيام.[١] |
|
قرن يازدهم
١٠/ ٤٧ فيّاض لاهيجى[٢]
٢٤. فيّاض لاهيجى مىگويد:
|
سزاى امامت، به صورت، به معنا |
علىّ ولى، آن كه شاه است و مولا |
|
|
جهان، همچو چشم است و او همچو مردم |
جهان، همچو لفظ است و او همچو معنا |
|
[١] ديوان محتشم كاشانى( به كوشش: مهر على گرگانى، انتشارات كتابفروشى محمودى): ص ١٤١.
[٢] عبدالرزاق فيّاض لاهيجى، از شاگردان و نيز داماد صدر الدين شيرازى است. تاريخ تولّد وى معلوم نيست. كتاب گوهر مراد و نيز شرح فصوص الحكم ابن عربى، هر دو به فارسى، از اوست. بيش از چهار هزار بيت شعر از وى باقى مانده است. او در سال ١٠٢٧ ق، درگذشت.