دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩١ - ٢/ ١١ زينت زهد
٤١٤١. پيامبر خدا ٦ به على ٧: خداوند، تو را به زينتى آراسته است كه بندگان را به هيچ چيزى محبوبتر از آن در نزد خدا و رساتر در پيش او نياراسته است: زهد در دنيا. خداوند، اين ويژگى را به تو داده است و دنيا را به گونهاى قرار داده كه از تو چيزى نصيبش نمىشود و براى تو از زهد در دنيا، چهرهاى قرار داده كه بدان، شناخته مىشوى.
٤١٤٢. امام على ٧ در نامهاش به كارگزار خود در بصره، عثمان بن حُنَيف: بدان كه هر پيروى را پيشوايى است كه به او اقتدا مىكند و به نور دانش او روشنايى مىگيرد. بدان كه پيشواى شما از دنيايش به دو كهنه جامه و به دو گِرده نان، بسنده كرده است. بدان كه شما بر پيروى اين روش، ناتوانيد؛ امّا با وَرَع و تلاش و عفّت و درستى، مرا يارى كنيد.
به خدا سوگند، از دنياى شما طلا و نقرهاى ذخيره نكردم و از غنيمتهاى آن، ثروتى گِرد نياوردم و به جاى لباس فرسودهام، لباسى آماده نساختم.
آرى! از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده است، فَدَك در دستما بود كه گروهى بر آن، بخل ورزيدند و گروهىديگر سخاوتمندانه از آن گذشتند، و بهترين داور، خداوند است.
مرا با فدك و غير فدك چه كار، در حالى كه فردا، جايگاه انسان، گورى است كه نشانههاى او در تاريكى آن از بين مىرود و خبرهايش پوشيده مىشود؟! گودالى كه اگر بر گشادگى آن افزوده شود و دستهاى گوركْن آن را فراخ سازد، سنگ و كلوخْ آن را مىفشارد و خاكهاى انباشته، منفذهايش را مىبندد؟
من جانم را با پرهيزگارى مىپرورانم تا در روز بيم بزرگ، در امان آيد و بر كرانه لغزشگاه، پايدار بماند ...
اگر مىخواستم، راه دستيابى به پالوده عسل و مغز گندم و بافتههاى ابريشم را مىيافتم؛ ولى مباد كه هوايم بر من چيره گردد و آزْ مَنشى، مرا به سوى غذاى لذيذ كشد، در حالى كه شايد در حجاز و يا يمامه، كسى باشد كه به گِرده نانى دست پيدا