دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٠ - ١٠/ ٦٦ الهى قمشهاى
١٠/ ٦٦
الهى قمشهاى[١]
٤٤. مرحوم حكيم الهى قمشهاى مىگويد:
|
سروش غيبم به پرده دل، سرايد از عشق، داستانها |
كه جز به مهرِ على فروزان نگردد انوار آسمانها |
|
|
چو حُسن او ماه دلرُبايى چو طلعتش جلوه خدايى |
چو قامتش سروِ با صفايى نديده چشمى به بوستانها |
|
|
به هر دل افتد ز مِهرْ نورش بنوشد از باده طهورش |
به جامى از كوثرِ حضورش شود مجرّد، تن و روانها |
|
|
شنيدهاى نيروى سنانش، فكندنِ عمرو و صد چو آنش |
نديدهاى قدرت روانش به كشور مُلك لامكانها |
|
|
به مُلك جان، شاه كشور است او، به شهر علم نبى در است او |
به گنج حق پاكْ گوهر است او، خراج يك جلوهاش جهانها |
|
|
ز حق مُجيب دعاى آدم، به امر ايزد، وصىّ خاتم |
فروغِ اللّه و نور عالم، فداى او جانِ جانِ جانها |
|
|
ظهور عين الكمالِ ايزد، شهود كلّ الجمال ايزد |
به قهر و سَطوت، جلالِ ايزد، خدا نمايى به چشم جانها |
|
[١] ميرزا محيى الدين مهدى الهى قمشهاى، از حكما و فلاسفه بزرگ عصر، در سال ١٣١٩ ق، در قمشه اصفهان به دنيا آمد. تحصيلات خود را در اصفهان و مشهد گذراند و در تهران در مدرسه سپهسالار و دانشسراى عالى به تدريس پرداخت. از وى حدود ده جلد كتاب، باقى مانده است. وى حدود پنج هزار بيت سروده است. استاد الهى قمشهاى در ربيع الثانى ١٣٩٣ ق درگذشت.