دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - ٩/ ٣ ابو جعفر حسنى
نيستند، و هيچ كدام را قانع به زندگى و راضى از حال خود نمىبينى؛ بلكه همواره زياده خواهاند و در هر حالى، حال برتر را مىطلبند.
ابو جعفر افزود: حال كه اين مقدمه را فهميدى، بدان كه على ٧ هم شايستهاى محروم بود؛ بلكه او امير شايستگانِ محروم و سرور و بزرگِ آنان است؛ و آنان كه ستم ديدهاند و به بدبختى و سركوبى گرفتار شدهاند، نسبت به يكديگر، تعصّب و همدردى دارند و نسبت به برخوردارانى كه دنيا را در چنگ گرفته و به آرزوهايشان دست يافتهاند، به خاطر همگونى در آنچه كه آنان را رنج و آزار داده و دردناك و بىاعتبارشان كرده است و مشاركت در غيرت، غرور، خشم و رقابت ورزيدن با آنها كه بر ايشان برترى جستهاند و مغلوبشان ساختهاند و از دنيا به آنچه كه اينان نرسيدند، رسيدهاند، همگام و يكصدايند.
وقتى محرومانى كه در منزلت و رتبه مساوىاند، به همديگر تعصّب بورزند، به نظر تو جريان چگونه خواهد شد اگر بين آنان، مردى باشد ارزشمند، بزرگ، شريف و برخوردار از همه فضايل و دارنده ويژگىها و مناقب كه با اين حال، [از حقّش] محروم و ممنوع است و دنيا، شرنگى تلخ را در كامش چشانده، و پس از نوشاندن گرفتارىها و تحمّلها، او را با مشكلاتى روبهرو ساخته است؟
او از دنيا، شومىها ديد و بلاهاى فراوان، و آن كه پايينتر از او بود، بر او برترى يافت و درباره او و فرزندانش و خانواده و اقوامش، كسى به داورى دست يازيد كه دستيابى به حاكميت و پادشاهى در شأن او نبود، و در ذهنش نبود و به فكرش هم نمىرسيد، و نه كسى از مردم، چنين حاكميتى را براى او انتظار مىكشيد و نه او خود، آن را براى خويش مىديد.
و در نهايت، اين مرد جليل، در محرابش كشته شد و فرزندانش پس از او كشته شدند و حريمش و زنانش مورد اهانت قرار گرفتند، و خانواده و عموزادگان او در پى او به كشته شدن، طرد شدن، تبعيد و زندان، گرفتار شدند، با وجود همه فضل و زهد و عبادت و سخاوت و نفع دهىاى كه براى مردم داشتند.
آيا ممكن است كه انسانها به طور كلّى به چنين كسى تعصب نورزند؟ و آيا