دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٦ - ١٠/ ٦٥ غروى اصفهانى
قرن پانزدهم
١٠/ ٦٥
غروى اصفهانى[١]
٤٣. آية اللّه غروى اصفهانى مىگويد:
|
باده بده ساقيا ولى ز خُمّ غدير |
چنگ بزن مطربا ولى به ياد امير |
|
|
تو نيز اى چرخ پير بيا ز بالا به زير |
دادِ مسرّت بده، ساغر عشرت بگير |
|
|
بلبل نطقم چنان قافيهپرداز شد |
كه زُهره در آسمان به نغمه دمساز شد |
|
|
محيط كَون و مكان، دايره ساز شد |
سَرور روحانيان، هوالعلىُّ الكبير |
|
|
نسيم رحمت وزيد، دهر كهن شد جوان |
نهال حكمت دميد، پُر ز گل ارغوان |
|
|
مَسند حشمت رسيد، به خسرو خسروان |
حجاب ظلمت دريد ز آفتاب منير |
|
[١] محمّد حسين غروى اصفهانى، فرزند حاج محمّد حسن اصفهانى و معروف به« آية اللّه كُمپانى»، در دوم محرّم سال ١٢٦٩ در كاظمين به دنيا آمد و در بيست سالگى به نجف مهاجرت كرد و در درس مرحوم شيخ محمّد كاظم آخوند خراسانى شركت جست. او پس از درگذشت آخوند به تدريس پرداخت. از وى حدود ٢٥ اثر باقى مانده است كه در مباحث فقه، اصول، فلسفه و شعر است. وى، روز پنجم ذى حجه سال ١٣٦١ درگذشت.