دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ٧/ ٧ دارميه حجونى
اى مردم! اين دين، برپايه تسليمْ بنا شده است. آن را با قياس، از بين نبريد و با شبهه، نابود نكنيد. سوگند به خدا، اگر ما جز آنچه را مىشناسيم، قبول نكنيم، حق در دنيا بسيار كمياب خواهد شد، و اگر آنچه را مىخواهيم، رها كنيم، باطل در دست ما افزون خواهد شد.
ما را راهبرى است كه از بردن و آوردنش سپاس گزاريم، و او در آنچه كه مىگويد و يا مىكند، قابل اطمينان است. اگر بگويد: نه، مىگوييم: نه، و اگر بگويد: آرى، مىگوييم: آرى!
٧/ ٦
خالد بن معمَّر
٣٨٩٣. الصواعق المُحْرقة: معاويه به خالد بن معمّر گفت: چرا على را نسبت به ما دوستتر مىدارى؟ پاسخ داد: به خاطر سه ويژگى: به خاطر برد بارىاش در هنگامى كه خشمگين مىشد؛ و به خاطر راستگويىاش هر وقت كه سخن مىگفت؛ و به خاطر دادگرىاش، هرگاه داورى مىكرد.
٧/ ٧
دارِميّه حَجونى
٣٨٩٤. العقد الفريد به نقل از ابوسهل تميمى: معاويه، حج بهجا آورد و در آنجا درباره زنى پرسيد كه در حَجُونْ سكونت داشت و وى را دارميه حجونى مىگفتند ....
كسى را پىِ او فرستاد و او را آوردند .... گفت: آيا مىدانى براى چه به دنبال تو فرستادم؟
گفت: جز خدا، كسى علم غيب نمىداند.
معاويه گفت: به دنبالت فرستادم تا از تو بپرسم: چرا على را دوست مىداشتى و مرا بد مىداشتى و از او پيروى مىكردى و با من، دشمنى مىورزيدى؟
گفت: مرا معاف دار، اى امير المؤمنين!