دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٣ - ٢/ ٦ قدرت اراده و پايدارى
رسيدند، زنان، عمامههاى خود را افكندند و به وى گفتند: ما همه زن هستيم.
بصريان با او جنگيدند و بهروى او و فرزندانش شمشير كشيدند، به او ناسزا گفتند و او را لعن كردند؛ امّا هنگامى كه بر آنان پيروز شد، شمشير از آنان برگرفتو جارچىاش در بين سپاه، فرياد برآورد كه: «آگاه باشيد! هيچ فرارىاى را تعقيب نكنيد، بر زخمخورده شمشير نكشيد، اسير را نكشيد و هر كس شمشيرش را بر زمين نهد، در امان است و هر كس به سپاه امامْ پناه آورد، در امان است»؛ و دارايىشان را نگرفت، زن و فرزندانشان را اسير نكرد و از اموالشان چيزى به غنيمت برنداشت و اگر مىخواست، همه اين كارها را انجام دهد، انجام مىداد؛ ولى جز گذشت و بخشش، انجام نداد و از سنّت پيامبر خدا در روز فتح مكّه، پيروى كرد؛ چون پيامبر ٦ هم در حالى كه كينهها سرد نشده و بدىها فراموش نشده بود، گذشت كرد.
ر. ك: ج ٤ ص ٢٨١ (نرمخويى تا زمانى كه توطئه در كار نباشد).
ج ٥ ص ٢٣٣ (پس از پيروزى).
ج ٦ ص ٤١٩ (شكيبايى امام بر آزارِ خوارج و مدارا با ايشان).
و ص ٥٠١ (سياست امام درباره زخميان و غنيمتها).
٢/ ٦
قدرت اراده و پايدارى
٤١١٩. امام على ٧: بعد از حمد و سپاس خدا؛ زمانى كه خداوند سبحان، محمّد ٦ را به پيامبرى برانگيخت، از مردم عرب كسى نمىتوانست كتابى بخواند و كسى ادّعاى پيامبرىو وحى نمىكرد. او بههمراه كسانى كه از او پيروى كردند، با كسانى كه نافرمانىاش كردند، جنگيد و آنان را به آنچه كه موجب رستگارىشان مىگشت، سوق داد...
به خدا سوگند، من از جمله كسانى بودم كه در جلو لشگر اسلام بودم [و لشگر كفر را مىراندم] تا همگى پشت كردند و سپس گِرد آمده، رام گرديدند. نه ناتوان گشتم، نه ترسيدم، نه خيانت كردم و نه سستى ورزيدم.
به خدا سوگند، باطل را خواهم شكافت و حق را از تهيگاه آن بيرون خواهم كشيد.