دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤١ - ١٠/ ٩ عبدى كوفى
كلام او كلام من است. هر كس را كه فرمان داد
بايد كه در آن كار، فرمان بَرَد و به جاى آورد.
مولاى شما پس از من، هنگامى كه
مرگم نزديك شد و زمان كوچ، فرا رسيد
پسر عمويم، وصى و برادرم
و قبول كننده من در دعوت نخستينم است.
او درِ دانشهاى من است. آن گاه [با اين جملات]
در كام آنان، زهرى تلخ و كُشنده ريخته شد.
بر او تُرش رويى كردند و به رايزنى
درباره او به كارى مشكل روى آوردند.
١٠/ ٩
عبدى كوفى[١]
٤٠٠٩. او كه از شاعران ستايش شده از سوى اهل بيت : است، مىگويد:
سلامم را به گورى در نجف برسان
كه با وفاترينِ عرب و عجم را در خود، جاى داده است.
احساسترا نسبت بهخدا در اظهارخاكسارى بهدرگاه او قرار ده
و در اين حال، بهترين وصى و داماد بهترين پيامبر را صدا كن.
و بگو: اى ابو الحسن! آنان كه از فرمان تو
روى گرداندند، به بدترين سرنوشت، گرفتار آمدند.
چرا از راه رستگارى سر برتافتند (در حالى كه)
تو آن را آشكار ساختى و راههاى دشوار را در پيش گرفتند؟
و تو را از حكومتى كه دستِ غاصبِ فردى قريشى
زمامش را گرفته بود گرفته بود، دور كردند.
[١] ابو محمّد سفيان بن مصعب عبدى كوفى از شاعران اهل بيت :) است كه با دوستى و شعرش به آنان ارادت مىورزيد و به خاطر صدق نيّت و دلبستگى به آنان مورد قبول آنان بود. امام صادق ٧ مىفرمود:« به فرزندانتان شعر عبدى را آموزش دهيد؛ چون اشعار او طبق دين خداست»( رجال الكشّى: ج ٢ ص ٧٠٤ ش ٧٤٧) او جز درباره خاندان پيامبر ٦ شعرى نسروده است و اگر كسى در شعر وى و نيكويى، دلنشينى، روانى، شيرينى و استوارى آن بينديشد، خواهد دانست كه سخن بزرگِ شاعران، سيّد حميرى در حقّ وى كه گفت:« او در بين خاندانش شاعرترين است»، سخنى بجاست( ر. ك: الغدير: ج ٢ ص ٢٩٧٢٩٤).