دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١ - ٧/ ١٨ يزيد بن قيس
آنگاه فرمود تا وى را آزاد كنند.
٧/ ١٨
يزيد بن قيس
٣٩١١. تاريخ الطبرى به نقل از مُحِلّ بن خليفه طايى: هنگامى كه در جنگ صفين، على ٧ و معاويه از هم جدا شدند، در بين آن دو به اميد صلح، فرستادههايى آمد و شد كردند. على ٧ عدى بن حاتم و يزيد بن قيس ارحَبى و شَبَث بن رَبعى و زياد بن خصفه را به سوى معاويه فرستاد.
وقتى آنان وارد شدند ... يزيد بن قيس، شروع به سخن كرد و گفت: ما جز براى رساندن آنچه كه به خاطر آن فرستاده شدهايم، نزد تو نيامدهايم و آنچه كه از تو مىشنويم، از سوى تو بيان مىكنيم. با اين حال، از خيرخواهى براى تو و يادآورى آنچه گمان مىبريم حجتى براى ما و بر ضد توست و بدين وسيله به سازگارى با جماعت مسلمانان بازمىگردى، فروگذار نمىكنيم.
مولاى ما كسى است كه تو و همه مسلمانان، برترىِ او را مىدانيد و نمىپندارم كه براى تو مخفى باشد. دينداران و اهل فضل، از على نمىگذرند، و بين تو و او در ترديد نيستند. پس، از خدا بترس اى معاويه و با على مخالفت نكن. به خدا سوگند، ما هرگز كسى را پرهيزگارتر، زاهدتر در دنيا، و جامعتر از او در خصلتهاى پسنديده، نمىشناسيم.