دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٠ - ١٠/ ٧٣ ابو القاسم حالت
١٠/ ٧٣
ابو القاسم حالت[١]
٥٣. ابوالقاسم حالت سروده است:
|
آمد آن شاهى كه اندر وصف ذاتش گفتهاند: |
«لا فتى إلّا على لا سيفَ إلّا ذوالفقار» |
|
|
روح مطلق، شير حق، شاه نجف، صِهر رسول |
عين ايمان، اصل دين، كان كَرَم، كوه وقار |
|
|
جسمدانش، جان بينش، دست قدرت، پاى شوق |
روى طالع، روح خوشبختى، روان افتخار |
|
|
دفتر حكمت، كتاب فضل، ديوان كمال |
آفتاب عِزّ و شوكت، آسمانِ اقتدار |
|
|
ميوه باغ سه روح و پنج حِس و شش جهت |
يكّه سردار دو عالم، سرور هفت و چهار |
|
|
كاخ دين را پايگاه و باغ حق را باغبان |
مُلك جان را پادشاه و شهر دل را شهريار |
|
[١] ابو القاسم حالت، فرزند كربلايى محمّد تقى، در سال ١٢٩٢ ش، در تهران به دنيا آمد و تحصيلات خود را در تهران گذراند. وى در سال ١٣١٧ ش، كار روزنامهنگارى را با روزنامه توفيق، آغاز كرد و آنگاه با روزنامههاى ديگر، از قبيل اميد ايران، تهران مصوّر، قيام ايران و خبردار همكارى كرد و از سال ١٣٢٣ ش، براى هفته نامه آيين اسلام، هفتهاى پنج رباعى كه ترجمه منظوم كلمات قصار على ٧ بود مىسرود. حالت بيش از ٢٨ اثر ترجمه( از انگليسى و عربى)، تأليف و شعر از خود به جاى گذاشت. وى در سال ١٣٧١ ش، درگذشت.