دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٥ - ٩/ ١٨ مأمون عباسى
آن ده نفر كه بشارت بهشت بدانان داده شده، مقايسه كنيد. اگر فضايل [على]، بخشى [كوچك] از مجموعهاى بزرگ بود، كه حق با شماست؛ ولى اگر در فضايل على بيشتر روايت كردهاند، از پيشوايانتان هر آنچه را روايت كردهاند، بپذيريد و از آن حدود، درنگذريد.
راوى مىگويد: همه سر به زمين افكندند.
مأمون گفت: چرا سكوت كرديد؟
گفتند: همه حرفهايمان را زديم.
مأمون گفت: حال من مىپرسم. كدام كار در زمانى كه خداوند پيامبر ٦ را برانگيخت، بهترينِ كارها بود؟
گفتند: پيشتازى در پذيرش اسلام. چون خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد: «و پيشتازان مقدّماند؛ آناناند همان مقرّبان [خدا]».
گفت: كسى را مىشناسيد كه در اسلام آوردن، بر على پيشى گرفته باشد؟
گفتند: وى در زمانى اسلام را پذيرفت كه خُردسال بود و تكليفى بر وى نبود، و ابوبكر در زمانى اسلام را پذيرفت كه بزرگسال بود و مكلّف، و ميان اين دو، فرق است.
مأمون گفت: از اسلام آوردن على به من بگوييد كه آيا با الهام از سوى خداوند متعال بود يا به دعوت پيامبر ٦؟ اگر بگوييد كه به الهام بود، وى را بر پيامبر ٦ برترى دادهايد؛ چون بر پيامبر، الهام نشد؛ بلكه جبرئيل ٧ از سوى خداوند، به عنوان فراخواننده و معرّف اسلام، به سوى وى آمد. اگر بگوييد به دعوت پيامبر ٦ بود، آيا دعوت پيامبر ٦ از طرف خودش بود يا طبق فرمان خداوند متعال؟ اگر بگوييد كه از سوى خودش بود، اين بر خلاف توصيفى است كه خداوند متعال از پيامبرش در اين آيه كرده است كه «من از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و بر خدا نسبت بدهم» و در قول ديگرش: «از سر هوس سخن نمىگويد. اين سخن، بجز وحى كه مىشود،