دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤١ - سخنى درباره زمان اسلام آوردن امام
خانه پيامبر خدا و خديجه و من كه سومين آنها بودم در هيچ خانهاى مسلمانى راه نيافته بود؛ نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت را استشمام مىكردم.
هنگامى كه وحى بر او فرود آمد، ناله شيطان را شنيدم و پرسيدم: اى پيامبر خدا! اين ناله چيست؟ فرمود: «اين، شيطان است كه از پرستيده شدن نا اميد گشته است. تو آنچه را كه مىشنوم، مىشنوى و آنچه را كه مىبينم، مىبينى، جز آن كه تو پيامبر نيستى امّا وزير (دستْيار) من و به [مسير] خيرى».[١]
ابن ابى الحديد در بيان اين كلام حضرت كه مىفرمايد: «من بر فطرت به دنيا آمدم و به ايمان و هجرت، پيشى گرفتم»[٢]، مىگويد:
منظور ايشان از تولّد بر فطرت، اين است كه وى در روزگار جاهليت به دنيا نيامده است؛ چون وى سى سال پس از عام الفيل به دنيا آمده است و پيامبر خدا چهل سال پس از عام الفيل به پيامبرى مبعوث شده است.
و در اخبار صحيح آمده است كه پيامبر اكرم، ده سال پيش از رسالت، صدا [ى وحى] را مىشنيد و نور را مىديد؛ امّا كسى او را مخاطب قرار نمىداد و اين، دوران آمادگى براى رسالت آن حضرت بود.
بنابر اين، ده سال ياد شده چون روزگار رسالت آن حضرت به شمار مىآيد و كسى كه در اين ده سال به دنيا آمده باشد، اگر در دامن پيامبر باشد و او تربيت او را بر عهده گيرد، چنين شخصى در روزگارى چون روزگار نبوّت به دنيا آمده است و در روزگار جاهليت محض به دنيا نيامده است. از اين روى، حال وى نسبت به ديگر صحابيان كه ادّعاى همانندى آنان با او در فضل مىشود، متفاوت است.
گزارش شده سالى كه على ٧ به دنيا آمد، سالى بود كه رسالت پيامبر خدا آغاز شد، بانگهايى را از سنگها و درختان مىشنيد، ديدگانش روشن گشتهبود و نورها و
[١] نهج البلاغه: خطبه ١٩٢.
[٢] نهج البلاغه: خطبه ٥٧.