دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٢ - ١٠/ ٥٠ حزين لاهيجى
|
چون رحمت تو شامل ذرّات عالم است |
اين جرم را به روى عرقناك او ميار |
|
|
رخصت بده كه از سرِ اخلاص تا به حشر |
بر گِرد روضه تو بگردد به اعتذار.[١] |
|
قرن دوازدهم
١٠/ ٥٠
حَزين لاهيجى[٢]
٢٧. حزين لاهيجى مىگويد:
|
ديشب صبا نهفته به گوش دلم دميد |
كاى خامهات ز نافه مشكين، گِرِهگشا |
|
|
طبع سخنور تو بهار شكفتگى است |
چون غنچه سر به جَيب فرو بردهاى، چرا؟ |
|
[١] ديوان صائب تبريزى( به كوشش: محمّد قهرمان، تهران: شركت انتشارات علمى و فرهنگى، ١٣٧٠ ش، اوّل): ج ٦ ص ٣٥٤٣ ٣٥٤٥( نقل با تلخيص).
[٢] شيخ محمّد على بن محمّد بن ابى طالب حزين لاهيجى، در سال ١١٠٣ ق، در اصفهانْ متولّد شد. اجداد وى از لاهيجان بودند. وى منطق، فقه و حديث را نزد پدرش خواند و هيئت، طب و هندسه را در محضر فضلاى اصفهان آموخت. او در پى هجوم افغانها بر اصفهان، خانوادهاش را از دست داد و خود در سال ١١٣٥ ق، از اصفهان گريخت و پس از مدتى سرگردانى به سفر مكّه رفت، از شهرهاى نواحى يمن، بغداد، كرمانشاه، كردستان، آذربايجان و تهران، ديدن كرد و سپس به اصفهان برگشت. وى در سال ١١٤٦ ق، به هندوستان رفت و تا آخر عمر، همان جا ماند و در شهر بَنارِس، دفن شد. آثار مشهور وى: تذكره حزين، تاريخ حزين و كليّات حزين است.