دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩ - ٨/ ٢ عمرو بن عاص
جمع على ٧ پيوست و اين كار، موجب ضعف معاويه و عمرو بن عاص شد.
عمرو گفت: اى معاويه! آيا تو مىخواهى با شاميان با مردى بجنگى كه خويشاوندى نزديك و خويشى پيوسته با محمّد ٦ داشت و در اسلام، سابقهاى دارد كه هيچ كس چون او نيست و برازندگىاى در جنگ دارد كه هيچ كدام از ياران محمّد ٦، چنين نبودند و اكنون با شمارى از ياران محمّد ٦ و جنگجويان، قاريان قرآن، اشراف و سابقهدارانِ در اسلام از بين اصحاب، به جنگ شما آمده است؛ كسانى كه ابهّتى در دل مردم دارند؟
٣٩٣١. وقعة صِفّين به نقل از جُرجانى، در ياد كردِ جنگ صفين و تسلّط يافتن معاويه بر آب: ياران على ٧، يك روز در كنار فرات، بىآب ماندند. مردى از سَكّون، از مردم شام سرود:
آنان را از آب، باز داريد كه پايدارى آنان
پايان يافته است و اگر مقاومتى هست، اندك است.
معاويه گفت: حرف تو درست است؛ امّا عمرو مرا رها نمىكند.
عمرو گفت: مانعِ بين آنان و آب را بردار. على كسى نيست كه تشنه بمانَد و تو سيراب باشى و در حالى كه عنان اسب در دست اوست، همچنان به فرات مىنگرد تا از آن بنوشد و يا بميرد، و تو مىدانى كه او دليرى توانمند است و در كنارش عراقيان و حجازياناند، و من و تو شنيديم كه مىگفت: «اگر چهل مرد مىداشتم، ...».
[و عمرو] از داستان خانه فاطمه ٣ ياد كرد كه على ٧ در روزى كه خانهاش مورد تفتيش قرار گرفت، فرمود: «اگر من چهل مرد مىداشتم، ...».
٣٩٣٢. وقعة صِفّين در يادكردِ درخواست معاويه از على ٧ در مورد حاكميت شام: به نظرم رسيد كه نامهاى به على بنويسم و حاكميت شام را كه اوّلين چيزى بود كه مرا از