دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٧ - ٢/ ٧ كمال خلوص
ملاقات كنم. فزونى مردم در اطرافم، موجب شُكوه من نمىگردد و پراكندگى آنان از [اطراف] من، باعث وحشتم نمىشود.
برادرت را حتى اگر مردمْ او را رها كنند نالان و ترسان مپندار و او را از روى سستى، اقراركننده به زور مدان، و نه سپارنده مهار به كِشنده آن، و نه سوارى دهنده به آن كه برآمده و سوارى مىخواهد؛ بلكه مانند آنم كه آن مرد بنى سليمى در شعرش گفته است:
|
اگر از من بپرسى كه چگونهاى؟ [خواهم گفت] |
بر سختى روزگار، شكيبا و توانايم. |
|
|
دشوار است كه غم و اندوه در چهره من ديده شود |
تا دشمن، شاد شود و دوستى اندوهگين گردد.[١] |
٢/ ٧
كمال خلوص
٤١٢٤. الفخرى: گفته شده كه على ٧ در جنگى مردى را بر زمين افكند و آنگاه بر سينهاش نشست تا سرش را قطع كند. آن مرد، آب دهان بر صورت وى افكند. على ٧ برخاست و رهايش كرد. وقتى از او درباره چرايى برخاستن و ترك كشتن مرد، پس از تسلّط بر او پرسيدند، فرمود: «هنگامى كه او آب دهان بر صورتم افكند، خشمگين شدم. ترسيدم كه اگر او را بكُشم، خشم و غيظ من در كشتن او نقشى داشته باشد و دوست نداشتم كه او را جز براى خداى متعال بكُشم».[٢]
٤١٢٥. شرح نهج البلاغة: اگر تو در مناجاتها و دعاهاى او درنگ كنى و بر تعظيم خدا و تجليل او در آن دعاها و بر خضوعى كه در برابر هيبت خدا در آنها هست و فروتنى براى عزّت خدايى و افتادگى در برابر او واقف گردى، به مقدار اخلاصى كه در او هست،
[١] ر. ك: ص ٣٠٩( جلال الدين مولوى).
[٢] ر. ك: ج ١ ص ٣١٩( ضربه سرنوشت ساز در جنگ خندق).