دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٩ - ٩/ ٤ ابو على سينا
٩/ ٤
ابو على سينا[١]
٣٩٥٣. معراج نامه: شريفترينْ انسان و عزيزترينِ انبيا و خاتم رسولان، به مركز حكمت و فلك حقيقت و خزانه عقل (امير مؤمنان) فرمود: «اى على! هرگاه ديدى مردم با انواع كارهاى خوب به خدايشان تقرّب مىجويند، تو با انواع عقل، به خدا تقرّب جو، كه از آنان، سبقت خواهى گرفت».[٢]
و اينچنين خطاب، جز در مورد چون او بزرگى، راست نيامدى كه او در ميان خلق، چنان بود كه معقول در ميان محسوس. چنان كه خاتم رسولان به وى فرمود: «اى على! جان خويش را در راه كسب معقولات، به زحمت انداز، آن گونه كه مردمان، جان خود را در فراوانى عبادات به زحمت مىافكنند، كهبدينگونه بر همگان، سبقت جويى».
لاجَرَم، چون با ديده بصيرت عقل، مُدرك اسرار گشت، همه حقايق را دريافت و به ديدن، حكم داد و از اينجا بود كه گفت: «اگر پرده برداشته شود، بر يقين من افزوده نگردد».
هيچ دولت، آدمى را زيادت از ادراك معقول نيست. بهشتى كه به حقيقتْ آراسته باشد، به انواع زنجبيل و سلسبيل، ادراك معقول است و دوزخ با عقاب و اشغال، متابعت اشغال جسمانى است كه مردم، در بند هوا افتند و در جحيم خيال بمانند.
[١] الشيخ الرئيس، امام الحكماء، ابو على حسين بن عبد اللّه بن حسن بن على، معروف به ابن سينا، از نوابغ بشر است. او در سال ٣٧٠ ق، متولّد شد و در سال ٤٢٨ ق، در همدان وفات يافت. ابن سينا در بخارا كسب علم كرد و در ده سالگى، قرآن را حفظ بود. وى نزد ابو عبد اللّه نامقى، منطق و هندسه و نجوم آموخت و از استاد خود بدانها مسلّطتر شد. آنگاه به تحصيل علوم طبيعى و ماوراء الطبيعه و طب پرداخت، با آثار فارابى آشنا شد و به فلسفه روى آورد. از كتابهاى او القانون در طب، الشفاء در فلسفه، الإشارات و الرسائل است.
[٢] اين متن را نيافتيم؛ بلكه روايتهايى نزديك به آن را يافتيم، از جمله آنچه كه در حلية الأولياء:( ج ١ ص ١٨) آمده:« اى على! هرگاه مردم با كارهاى خير به آفرينندهشان تقرّب جستند، تو با انواع خِرَد، تقرّب بجوى كه در اين صورت، در دنيا بين مردم، در درجه و تقرّب، بر آنان سبقت مىگيرى و در آخرت، در پيشگاه خدا». و در مشكاة الأنوار:( ص ٤٣٩ ح ١٤٧٦) آمده:« اى على! هرگاه مردم به آفرينندهشان به كار خوب تقرّب جستند، تو با خِرَد، تقرّب بجوى، از آنان پيش مىافتى. ما گروه پيامبران، با مردم، بر پايه اندازه عقلشان سخن مىگوييم».