دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٣ - ٩/ ٩ اعمش
[راوى] مىگويد: ديدم كه منصور، ترشرو شد. از نزد او خارج شديم و منصور گفت: اگر به خاطر عمرو نبود، جسد سليمان از اينجا خارج مىشد.
٣٩٦٥. المعرفة والتاريخ به نقل از حسن بن ربيع: ابو معاويه [رئيس مُرجئه كوفه] گفت: به اعمش گفتيم: اين حديثها را نقل نكن.
گفت: از من مىپرسند. چه كار كنم؟ گاه فراموش مىكنم [كه نبايد نقل كنم]. هرگاه از اين چيزها از من سؤال شد و فراموش كردم، به من يادآورى كنيد.
روزى نزد او بوديم. مردى آمد و از وى درباره حديثى [از على ٧] كه مىگويد: «من تقسيمكننده دوزخم»، پرسيد. من سرفه كردم.
اعمش گفت: اين مُرجئيان نمىگذارند فضايل على را نقل كنم. آنان را از مسجد، بيرون كنيد تا حديث نقل كنم.
٣٩٦٦. مناقب على بن أبى طالب، كلابى به نقل از شريك بن عبد اللّه: در زمانى كه اعمش، بيمار بود، نزد وى بودم. ابو حنيفه، ابن شبرمه و ابن ابى ليلى، نزد وى آمدند و گفتند: اى ابو محمد! تو در روزهاى پايانىِ زندگى دنيا و در آغاز ورود به آخرتى و درباره فضايل على بن ابى طالب، حديث مىكردهاى. از نقل اين احاديث، نزد خدا توبه كن.
گفت: مرا بنشانيد. مرا بنشانيد!
نشانده شد. سپس گفت: ابو متوكّل ناجى از ابو سعيد خُدرى براى من حديث كرد كه پيامبر خدا فرمود: «هنگامى كه روز رستاخيز شود، خداوند تبارك و تعالى به من و على خواهد گفت:" هر كس كه شما دو تن را دشمن مىدارد، در آتش افكنيد، و كسى كه شما دو تن را دوست دارد، به بهشت بفرستيد". و مفهوم كلام خداوند كه مىفرمايد: «هر كافرِ سر سختى را در جهنّم، فرو افكنيد» همين است».