دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥ - ١/ ٢ ٢ روز اسلام آوردنش
(ابو طالب) قرار داد.
و اين مطلب، مطابق سخن اوست كه مىفرمود: «هفت سال پيش از آن كه كسى از اين امّت، خدا را بپرستد، او را مىپرستيدم» و نيز كلام او كه مىفرمود: «من هفت سال، صدا را مىشنيدم و نور را مىديدم و پيامبر خدا، در اين هنگام، ساكت بود و در انذار و تبليغ، به وى اذن داده نشده بود».
توضيحْ آن كه اگر در روزى كه دعوت آشكار شد، سيزده سال مىداشت و روزى كه پيامبر ٦ او را از پدرش گرفته بود، شش ساله بوده، اين سخن، درست از كار در مىآمد كه وى، هفت سال[١] پيش از همه، خدا را عبادت مىكرد و عبادت كودك شش ساله اگر اهل تميز و تشخيص باشد صحيح است، بويژه آن كه عبادت او تعظيم، تجليل، خشوع قلبى و پيروى كردن با قلب بوده، در هنگامى كه چيزى از جلال خداوندى و نشانههاى شگفت او را مىديده است، و چنين چيزى در كودكان وجود دارد.
١/ ٢ ٢
روز اسلام آوردنش
٤٠٧١. امام على ٧: پيامبر خدا، روز دوشنبه مبعوث شد و من، روز سهشنبه اسلام آوردم.
٤٠٧٢. المستدرك على الصحيحين به نقل از انَس: پيامبر خدا روز دوشنبه به پيامبرى رسيد و روز سهشنبه، على ٧ ايمان آورد.
[١] ممكن است چنان كه مشهور است، عمر آن حضرت در زمان ظهور اسلام، همان ده سال باشد، ليكن تا سال سوم بعثت، يعنى روزى كه آيه:« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ؛ خويشان نزديكت را بيم ده» نازل شد، جز خديجه، كسى ايمان نياورده بوده است. بنا بر اين احتمال، بين شش سالگى( يعنى سال چهارم پيش از بعثت) تا سال سوم بعثت، هفت سال مىشود.