دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٠ - ١٠/ ٤٦ محتشم كاشانى
|
ساقى كوثر كه تا ساقى نگردد در بهشت |
انبيا را ز آب كوثر تَر نخواهد گشت كام |
|
|
فاتح خيبر كه گر بودى زمين را حلقهاى |
در زمان كَندى و افكندى در اين فيروزهفام |
|
|
قاتل عنتر كه بر يك ران چو مىگردد سوار |
مىفرستد خصم را سوى عدم در نيمگام |
|
|
خواجه قنبر كه هندوى كمينش ماه را |
خوانده چون كيوان، غلام خويش و بدرش كرده نام |
|
|
داور محشر كه تا ذاتش نگردد ملتفت |
بر خلايق، جنّت و دوزخ نيابد انقسام |
|
|
ابن عمّ مصطفى، بحر السخا، بدر الدُجى |
اصل و نسل بوالبشر، خيرالبشر، كهف الأنام |
|
|
از تقدّم در امور مؤمنان، نِعم الأمير |
از تقدّس در صَلات قدسيان، نِعمَ الإمام |
|
|
آن كه گر تغيير اوضاع جهان خواهد شود |
شرق مغرب، غرب مشرق، شام صبح و صبح، شام |
|
|
وان كه گر جمع نقيضين آيد او را در ضمير |
آب و آتش را دهد با هم به يك دل التيام |
|
|
آب پيكانش گر آيد در دل عَظم رَميم |
از زمين خيزد كه: «سبحان الذى يُحيى العظام» |
|