دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٥ - ٩/ ٨ احمد بن حنبل
٩/ ٨
احمد بن حَنبَل[١]
٣٩٥٧. تاريخ دمشق به نقل از احمد بن سعيد رِباطى: از احمد بن حنبل شنيدم كه مىگفت: على بن ابى طالب، همواره با حق بود و حق با او بود، هر جا كه بود.
٣٩٥٨. تاريخ دمشق به نقل از عبد اللّه بن احمد بن حنبل: روزى نزد پدرم نشسته بودم. گروهى از كَرْخيان آمدند و از خلافت ابو بكر، عمر بن خطّاب و عثمان بن عفّان ياد كردند و بسيار سخن گفتند و از خلافت على بن ابى طالب ٧ ياد كردند و درباره آن، بسيار سخن گفتند. پدرم سرش را به طرف آنان گردانيد و گفت: اى مردم! درباره رابطه على با خلافت و خلافت با على، بسيار سخن گفتيد. خلافت، على را نياراست، بلكه على، خلافت را آراست.[٢]
٣٩٥٩. الصواعق المُحرقة به نقل از عبد اللّه بن احمد بن حنبل: از پدرم درباره على ٧ و معاويه پرسيدم. گفت: على ٧ دشمنان بسيارى داشت. دشمنانش بسيار كوشيدند چيزى عليه او پيدا كنند و نيافتند. پس به سوى مردى آمدند كه با او جنگيده و درگير شده بود و از روى مكر عليه على، به ستايش بىجاى او پرداختند.
٣٩٦٠. المستدرك على الصحيحين به نقل از محمّد بن منصور طوسى: از احمد بن حنبل
[١] ابو عبد اللّه احمد بن محمد بن حنبل ذُهَلى شيبانى، پيشواى مذهب حنفى، در سال ١٦٤ ق، به دنيا آمد و در سال ٢٤١ ق، درگذشت. شمار اساتيدى كه در مسند خود از آنان روايت كرده است، دويست و هشتاد واندى است. وى آثار زيادى دارد، از جمله: المسند، الفضائل، الزهد، الملل، التفسير، الأيمان، الأشربة و السنّة( ر. ك: سير أعلام النبلاء: ج ١١ ص ١٧٧ ش ٧٨، مسند ابن حنبل: ج ١ ص ٥، فضائل الصحابة لابن حنبل: ج ١ ص ٢٥).
[٢] نيز، ر. ك: ج ٣ ص ٤٩٥( سخنان گروهى از ياران امام على پس از بيعت).