دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٧ - ١٠/ ٤٥ وحشى بافقى
|
مُلك ازل تا ابد، وقف نبىّ و ولى است |
غصب كند، هر كه هست، گر كه ثمود است و عاد |
|
|
وارث نقد نبى گشت ده و دو امام |
يافت خلف از خلف، رسم و طريق رشاد |
|
|
نقد امامت چنين دست به دست آمده است |
دست مبادش كسى كو به تغلّب ستاد |
|
|
هر كه به اثنا عشر خود به امامت فزود |
سبعِ مَثانى چرا هم نكند مستزاد؟ |
|
|
دولت اين خاندان تا به ابد باقى است |
طنطنه جم شكست، كوكبه كيقباد |
|
|
جانب «اهلى» فكن گوشه چشمى كه او |
با همه اندوه دل، هست به مهرِ تو شاد.[١] |
|
١٠/ ٤٥
وحشى بافقى[٢]
٢٢. وحشى بافقى مىسرايد:
[١] كليات اشعار مولانا اهلى شيرازى( به كوشش: حامد ربّانى، تهران: انتشارات سنايى، ١٣٤٤ ش، اوّل): ص ٤٥٤٤٥٢( نقل با تلخيص).
[٢] كمال الدين محمّد وحشى بافقى كرمانى، از شاعران عهد صفوى است و سال تولّد وى معلوم نيست. او در جوانى به يزد و سپس به كاشان رفت و به تدريس پرداخت. وى سپس به يزد برگشت و تا آخر عمر در همان جا ماند. وى شاه طهماسب و نيز حاكم يزد و فرمانرواى كرمان را مدح كرده است. ديوان وى شامل قصيده، قطعه، تركيب بند، ترجيع بند و رباعى است. وى چند مثنوى هم به نامهاى خُلد برين، ناظر و منظور و فرهاد و شيرين دارد. وى در سال ٩٩١ ق، درگذشت.