دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٥ - ٢/ ١١ زينت زهد
چرندهاى در حال چرا، اقتدا كند!
خوشا جانى كه آنچه را پروردگارش بر عهدهاش نهاده، پرداخته و در سختىاش با شكيبايى ساخته، و در شب، از چشم بر هم نهادن، دورى جسته تا آن كه خواب بر وى غلبه كرده و زمين را بستر قرار داده و كفِ دست خويش را بالين نموده است. در بين جمعى كه از بيم روز بازگشت، شب زندهدار ماندهاند و از رختخوابشان دورى گزيدهاند، لبهايشان به ياد پروردگارشان گويان گشته، و گناهانشان از استغفار فراوان، زدوده شدهاست، «آنان، حزب خدايند و بدانيد كه حزب خدا رستگارند».
اى پسر حنيف! از خدا بترس. بايد كه گِردههاى نانت تو را بسنده باشد تا از آتش، رهايى يابى.
٤١٤٣. امام على ٧: به خدا سوگند، دنياى شما در پيش من جز [حكايت] مسافرانى نيست كه كنار چشمهاى فرود آمدهاند و ساربان بانگ زده و راه افتادهاند و لذّت آن در نظرم، جز آب و چرك و خون و حنظلى تلخ كه در كامم چشانند و سمّ فراوان مار افعى كه بنوشانند و گردنبند آتشينى كه بر گردنم ببندند، نيست.
اين لباسم را آن قدر وصله زدهام كه از وصلهزنِ آن خجالت مىكشم. به من گفت: اين را چون ماده الاغ، رها كن، شايسته وصلهزدن نيست. به وى گفتم: دور باش، شبروان، در پگاهان، خدا را سپاس مىگويند و سختىهاى راه از [تن] ما زدوده خواهد شد.
و اگر مىخواستم، پارچههاى ديباى نقشدارِ ويژه مىپوشيدم و با نان مغز گندم، سينه مرغ مىخوردم و با ظرفهاى نازك و شفاف، آب زلال مىنوشيدم؛ اما من سخن خداى جليل را تصديق مىكنم كه فرمود: «كسانى كه زندگى دنيا و زيور آن را