دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧ - ١٠/ ٢٨ كسايى مروزى
|
خردمند كز دور، دريا بديد |
كرانه نه پيدا و بُن ناپديد |
|
|
بدانست كو موج خواهد زدن |
كس از موج، بيرون نخواهد شدن |
|
|
به دل گفت اگر با نبى و وصى |
شوم غرقه، دارم دو يار وَفى |
|
|
همانا كه باشد مرا دستگير |
خداوندِ تاج و لوا و سرير |
|
|
خداوند جوى و مى و انگبين |
همان چشمه شير و ماء مَعين |
|
|
اگر چشمه دارى به ديگر سراى |
به نزد وصى و نبى گير جاى |
|
|
گرت زين بد آيد، گناه من است |
چنين است و اين، دين و راه من است |
|
|
دلت گر به راه خطا مايل است |
تو را دشمن اندر جهان، خود دل است |
|
|
كه آن كس كه در دلْش بغض على است |
از او زارتر در جهان، زار كيست؟ |
|
|
نباشد بجز اهرِمَن بد كُنش |
كه يزدان بسوزد به آتش تنش |
|
|
نگر تا به بازى ندارى جهان |
نه برگردى از نيكى همرهان |
|
|
همه نيكىات بايد آغاز كرد |
چو با نيكنامان بُوى هم نبرد |
|
|
از اين در، سخن، چند رانم همى |
همانش كرانه ندانم همى.[١] |
|
١٠/ ٢٨
كسايى مروزى[٢]
٤. كسايى، از استادان مسلّم شعر عصر خويش، سروده است:
[١] شاهنامه فردوسى( چاپ عكسى از روى نسخه كتابخانه ملّى فلورانس، تهران: بنياد دائرة المعارف اسلامى، اوّل): ص ٣ ٤( مقدّمه).
[٢] ابو الحسن مجد الدين كسايى مروزى در سال ٣٤١ ق، در مرو به دنيا آمد. سال درگذشت او معلوم نيست. كسايى به مذهب تشيّع، معتقد بود. وى از استادان مسلّم شعر عصر خويش است و در ابداع مضامين و بيان معانى و توصيفات و ايراد تشبيهات، مهارتِ بسيار داشت. وى مواعظ و حكمت را در شعر فارسى به كمال رساند. در اواخر عمر، از مدح خلايق، روى برگرداند و به سرودن مواعظ و پند روى آورد.